"عصرآزادی" نقش صمد بهرنگی در اعتلای جایگاه داستانهای نوین ایران را به بهانه روز ملی ادبیات کودک و نوجوان بررسی میکند؛
داستانهای “صمد” ساختارشکنانه بود
عصرآزادی/ شهرام صادق زاده
ظهور و نقش “صمد بهرنگی” در ادبیات کودکان و نوجوانان کشور از اهمیت خاصی برخوردار است زیرا هنگامی که او قلم به دست گرفت تا برای کودکان بنویسد، ادبیات کودکان و نوجوانان در ایرانِ آن زمان، سابقه اندکی داشت و با توجه به فعالیت نویسندگان بسیار معدود، کودکان، اغلب از ادبـیات شفاهی بهره میبردند اما صمد به بازسازی افسانهها دست زده و پُلی میان فرهنگ و هویت تـاریخی یک مـلت و نیازهای ضروری کودکان دیروز و امروز میسازد و در این راه، تمام افرادی که مـنافعشان با منافع ملت در تضاد و تقابل است را به چالش میکِشد!
روز ۱۸ تیر به عنوان روز ملی ادبیات کودک و نوجوان با هدف فراهم ساختن فرصتی برای تأمل در اهمیت ادبیات کودک است تا با تمرکز بر کتابهای دوران کودکی، یادآوری این حقیقت باشد که سرمایهگذاری بر ذهن و روح کودکان و نوجوانان، بزرگترین خدمت به آینده یک ملت بافرهنگ است.
در حقیقت، صمد بهرنگی را میتوان پل دیروز و امروز ادبیات کودکان ایران تلقی کرد اما پس از انتشار کتاب معروف ماهی سیاه کوچولو در مرداد ۱۳۴۷، او در شهریور همان سال، در رود ارس غرق شد.
صمد بهرنگی به عنوان مترجم، محقق و منتقد، یک دهه کار معلمی کرد و آثار ارزشمندش تا به امروز در ایران بهویژه در نزد مردم آذربایجان، طرفداران بیشماری دارد؛ از داستانهای کودکان و نوجوانان گرفته تا آثار پژوهشی و فولکوریک او که همگی زندهاند و هنوز هم در فضای عمومی جامعه ما تاثیرگذارند…
◾️صمد بهرنگی تلاش میکرد کودکان به جای کار، تحصیل کنند
صمد بهرنگی در دوم تیر ماه سال ۱۳۱۸ شمسی در محله چرنداب تبریز چشم به جهان گشود و کودکیاش در تنگدستی مطلق گذشت، مادرش سارا و پدرش عزت، بهسختی زندگی صمد، دو برادر و سه خواهرش را تامین میکردند و کارگری، زهتابی و فروش آب مشک در کشورهای قفقاز و روسیه کفاف مخارج خانواده را نمیداد، پدرش، سرانجام با فوج بیکاران آذربایجان، راهی باکو شد و دیگر خبری از او نشد اما صمد بهمحض اتمام تحصیلات مقدماتی دانشسرا، به معلمی روی آورد و از ۱۸ سالگی در روستاهای ماماغان، قندجهان، گوگان، آخیرجان، توفارقان و غیره به تدریس پرداخت.
بین سالهای ۱۳۳۷ تا ۱۳۴۱ شمسی، در رشته زبان و ادبیات انگلیسی در دانشکده زبانهای خارجی دانشگاه تبریز به ادامه تحصیل پرداخت و تا پایان عمر خود در شهرها و روستاهای مختلف منطقه آذربایجان آموزگار بود و از جان برای آموزش دانشآموزان مایه میگذاشت به طوری که اهتمام او برای بهرسمیت شناخته شدن حقوق کودکان و نوجوانان و تلاشهای او برای رضایت والدین به تحصیل آنها بهجای کار، بیوقفه و مثالزدنی است.
از میان آثار صمد بهرنگی، قصههای بهرنگ را میتوان بهترین کتاب او نامید زیرا مجموعهای از برترین داستانهای این نویسنده آذربایجانی در قالب یک کتاب است زیرا مجموعه داستانهای این کتاب برخلاف سایر کتابهای حوزه کودکان، از پند و تنبیه خبری نیست و به کودکان، ایستادگی در برابر ظلم را میآموزاند.
در این کتاب، صمد تلاش کرده تا نوع نگاه به ادبیات کودک را تغییر دهد و این نوع ادبیات را از محبت و نوعدوستی محض به سمت بازکردن چشم کودکان و نوجوانان به مسائل غیرانسانی و ضدبشری ببرد تا چشمشان به روی واقعیتهای زندگی باز شده و برای ایستادگی در برابر ظالم و موانع پیشرفت تربیت شوند.
قصههای بهرنگ که از مجموعه داستانهای اولدوز و کلاغها، اولدوز و عروسک سخنگو، کچل کفترباز، پسرک لبوفروش، سرگذشت دانه برف، پیرزن و جوجه طلاییاش، دو گربه روی دیوار، سرگذشت دومرول دیوانه سر، افسانه محبت، یک هلو و هزار هلو، ۲۴ ساعت در خواب و بیداری، کوراوغلو و کچل حمزه، تلخون، قصه آه، آدی و بودی، بهدنبال فلک، موش گرسنه، بینام، عادت، پوست نارنج، ماهی سیاه کوچولو، موش کوچولو، منجوق و مادرش، بزهای دایی علی، بچه خرگوش عادل، فانوس دریایی و دو رفیقش، پا پهن خانم تشکیل شده، عنوان بهترین کتاب صمد بهرنگی را بهخود اختصاص داده است.
◾️صمد بهرنگی نقطه عطف ادبیات کودک و نوجوان ایران است
یک نویسنده و پژوهشگر حوزه کودک و نوجوان کشور معتقد است صمد بهرنگی نویسندهای جسور و ساختارشکن و در عین حال، نقطه عطف ادبیات کودک ایران بود اما در رسانهها به شکل منطقی مطرح نشد و متاسفانه با نقدهای تند و تیز حاکم بر آن سالها، او از بچههای ما گرفته شد و هنوز هم نتوانستهایم او را در جایگاه واقعی خودش تجزیه و تحلیل کنیم.
“محمدرضا یوسفی” با اشاره به اینکه هیچوقت نباید فراموش کنیم که هنوز هیچ نویسندهای نتوانسته نقش تاثیرگذار صمد بهرنگی را در ادبیات کودک و نوجوان ما داشته باشد افزود: بهرنگی غیر از اندیشههایی که داشت، در حوزه کودک ما را متوجه موضوع فولکلور کرد، البته قبل از او مسئله فولکلور در ادبیات کودک مطرح بود اما او آمد و رویکرد جدیتری به این حوزه نشان داد و مجموعه افسانههای آذربایجان را نوشت لذا در واقع، مهمترین ویژگی بهرنگی، داستانهای خلاقانه اوست که تا به امروز هم تاثیرگذار بوده و امکان ندارد تاریخ ادبیات کودک و نوجوان ایران از افرادی که نقشهای بنیادی در آن داشتهاند صحبت کند و نامی از صمد بهرنگی نبرد.
وی با تاکید بر اینکه اغلب نویسندگان حوزه کودک و نوجوان قبل و بعد از انقلاب، به صورت مستقیم و غیرمستقیم مدیون صمد بهرنگی هستند اضافه کرد: فکر میکنم حتی کسانی که مخالف بهرنگی بودند در دورهای از زندگی از او عبور کردهاند، مخصوصاً قبل از انقلاب نمیشد از ادبیات کودک صحبت کرد و نامی از صمد بهرنگی نبرد و برای همین است که باید اذعان کرد صمد بهرنگی نقطه عطف ادبیات کودک ایران است.
یوسفی تاکید کرد: اگر بخواهیم ادبیات کودک و نوجوان در زمان سلسله پهلوی را بررسی کنیم به چند گونه در ادبیات میرسیم؛ یک گونه ادبیات کودک ترجمه بود و در آن زمان وجه غالب کتابهایی که برای بچهها منتشر میشد آثار ترجمه بود و این مدل امروزه نیز همچنان به کار خودش ادامه میدهد، دسته بعد نویسندگان دولتی بودند که قبل از صمد بهرنگی نویسندگانی مانند مهتدی صبحی و افرادی که همزمان با بهرنگی کار میکردند مانند عباس یمینی شریف، محمد کیانوش و خانم وزیری تلاش میکردند ادبیات تالیفی و بومی این سرزمین را پایهگذاری کنند، اما از آنجایی که آنها با سیستم آموزش و پرورش همکاری میکردند که به نظر من کانال دولتی در اختیار این نویسندگان قرار داشت لذا بعداً در کنار آن ادبیاتی شکل گرفت و جریانی بیرون از بخش دولتی شکل گرفت که بهرنگی یکی از طلایهداران آن جریان است و اغلب آثار بهرنگی را ناشران خصوصی در تهران یا تبریز چاپ میکردند.
این پژوهشگر حوزه ادبیات حوزه کودک و نوجوان، نقش صمد بهرنگی در ادبیات را اساساً ساختارشکنی دانست و یادآور شد: با تعبیر جامعهشناسی و داستاننویسی، بیشتر نویسندگان قبل از صمد بهرنگی، اغلب محافظهکارند که یا در نهادهای دولتی همچون مجله رشد کار میکردند و یا سرشت آنها اینگونه بود اما بهرنگی با نگاه نقادانهای که به سیستم آموزش و پرورش و ساختار حکومت داشت ساختار مرسوم را شکست و در کتاب ماهی سیاه کوچولو رهنمون کرد که چگونه میتوان بر ظلم و ستم چیره شد لذا باید اذعان کرد که بهرنگی نویسندهای جسور و ساختارشکن در زمانه خودش بود و نوع کارش، همان سبک قصهگویی است که همیشه در کشور ما رواج داشته و ساختار شکنی او در درونمایههاست به طوری که او بیشتر درونمایههای رایج و مرسوم را زیر پا میگذارد و اگر داستانهای او را با نویسندگان همنسلاش مانند عباس یمینی شریف مقایسه کنیم، مشاهده میکنیم که داستانهای صمد بهرنگی ساختارشکنانه است و این ویژگی بارز آثار اوست که سبب شهرتش شد.
بدین ترتیب باید اذعان کرد حاصل تلاشهای خستگیناپذیر صمد بهرنگی در عمر کوتاه اما پربارش، نوشتن قصههایی برای رده سنی کودکان و نوجوانان کشور بود که هم تراز بهترین آثار جهانی است کمااینکه در این راستا، سلسله مقالاتی را نیز در باب تعلیم و تربیت ایران، ترجمه آثار ادبی از فارسی به آذربایجانی و از ترکی استانبولی به فارسی داشته است و به اعتقاد کارشناسان حوزه ادبیات ایران، بهترین و به یاد ماندنیترین اثر او همانا شیوه زندگیاش بود که هنوز هم بر سر زبانها جاری است.


