سید امیر یکه سادات
۱۹ شهریور؛ روز جهانی پیشگیری از خودکشی، روزی برای شنیدن صداهایی که شنیده نمیشوند.
۱۹ شهریور، برابر با ۱۰ سپتامبر، روز جهانی پیشگیری از خودکشی است؛ روزی که قرار نیست فقط یک مناسبت در تقویم باشد، بلکه فرصتی است برای مکث کردن، دیدن آدمهایی که شاید در سکوت با سنگینترین روزهای زندگیشان دستوپنجه نرم میکنند و مهمتر از همه، یادآوری یک حقیقت: خودکشی قابل پیشگیری است. سازمان جهانی بهداشت نیز بر همین اصل تأکید دارد.
اعداد، اگرچه سردند، اما واقعیتی تکاندهنده را روایت میکنند. بر اساس تازهترین برآورد جهانی سازمان جهانی بهداشت، در سال ۲۰۲۱ حدود ۷۲۷ هزار نفر در جهان بر اثر خودکشی جان خود را از دست دادهاند؛ یعنی بهطور میانگین بیش از دو هزار نفر در هر روز. بیش از نیمی از این مرگها نیز پیش از رسیدن افراد به ۵۰ سالگی رخ داده است.
جوانان نیز در خط مقدم این بحران قرار دارند؛ خودکشی سومین علت مرگ در میان افراد ۱۵ تا ۲۹ ساله در جهان است. این آمار فقط عدد نیست؛ پشت هر عدد، یک انسان، یک خانواده و مجموعهای از روابط و زندگیهایی قرار دارد که پس از آن دستخوش تغییر میشوند.
اما ایران چگونه است؟
بر اساس دادههای سازمان ملل، نرخ مرگ ناشی از خودکشی در ایران از ۶ مورد در هر ۱۰۰ هزار نفر در سال ۲۰۰۰ به حدود ۴.۱ مورد در سال ۲۰۲۱ کاهش یافته است. با این حال، همین عدد نیز به معنای بیاهمیت بودن مسئله نیست؛ بهویژه آنکه خود WHO تأکید میکند ثبت و گزارش دقیق موارد خودکشی در بسیاری از کشورها با چالش روبهروست.
خودکشی را نمیتوان فقط به یک علت تقلیل داد. فشارهای اقتصادی و اجتماعی، احساس تنهایی، شکستهای عاطفی، بحرانهای خانوادگی، خشونت، سوءمصرف مواد، تجربه فقدان و مشکلات سلامت روان میتوانند در کنار عوامل دیگر، فرد را آسیبپذیر کنند. سازمان جهانی بهداشت نیز بر نقش عواملی همچون انزوا، خشونت، سوءاستفاده، فقدان و تجربه بحرانها در رفتارهای خودکشی تأکید دارد.
اما مسئولیت فقط بر دوش فرد نیست.
دولت وظیفه دارد سلامت روان را از حاشیه به متن سیاستگذاری عمومی بیاورد؛ دسترسی به خدمات مشاوره و روانشناختی را آسانتر و کمهزینهتر کند، نظام ثبت و پایش دادهها را تقویت کند، برنامههای پیشگیری مبتنی بر شواهد را توسعه دهد و برای گروههای آسیبپذیر، مداخلات اجتماعی و حمایتی مؤثر طراحی کند.
خانواده اما نخستین سنگر است.
گاهی یک گفتوگوی بدون قضاوت، یک تماس تلفنی، یک «من کنارتم» یا حتی یک سؤال ساده مثل «حالت واقعاً خوبه؟» میتواند آغاز باز شدن دری باشد که مدتها بسته مانده است.
جامعه نیز مسئول است؛ جامعهای که رنج روانی را به ضعف تعبیر نکند، مراجعه به روانشناس را مایه خجالت نداند، افراد را با برچسب و قضاوت از خود دور نکند و در برابر نشانههای آشکار پریشانی بیتفاوت نباشد.
و رسانهها مسئولیتی شاید سنگینتر دارند.
رسانه نباید از خودکشی، یک تیتر هیجانانگیز، روایت تکاندهنده یا محتوای کلیکخور بسازد. باید آگاهی بدهد، نه آسیب را بازتولید کند؛ راه کمک را نشان دهد، نه ناامیدی را برجسته کند.
روز جهانی پیشگیری از خودکشی، در حقیقت روز «نجات» است؛ نجات گفتوگو، نجات امید و نجات انسان از تنهایی.
شاید نتوانیم همه چیز را حل کنیم؛
اما میتوانیم یک نفر را ببینیم. یک نفر را بشنویم. یک نفر را جدی بگیریم.
گاهی فاصله میان ناامیدی و امید، فقط به اندازه یک گفتوگوست.
بیایید این بار بهجای پرسیدن «چرا؟»، بپرسیم: «چطور میتوانم کنارت باشم؟»
