■ زنده‌یاد رشدیّه مؤسس مدارس نوین ایران:

● راه توسعه‌ی هر کشور از مدرسه آغاز می‌شود.

مدارس همیشه باید روی دانش‌آموزان باز باشد پس از مرگم جسدم را در آستانه‌ی مدرسه دفن کنید تا روحم با پاشیدن بذر آگاهی به دانش‌آموزان شاد شود و آرام گیرد.
■ خواجه نصیرالدّین طوسی:
یقه‌ی کودکان را از تربیت و آموزش رها نکنید اوقات نوباوه‌گان را به بطالت نکشانید.

اوّل مهر، فصل رویش است و هنگام پویش؛ موسم شکفتن اندیشه‌ها و بالیدن رویاها.
با طلوع صبح مدرسه، کوچه‌ها رنگ شوق می‌گیرند و نیمکت‌ها چشم به‌راه قدم‌های کوچک و دل‌های بزرگ می‌مانند.
زنگ مدرسه که به‌صدا در می‌آید، گویی بانگ بیداری دل است؛ بانگ رفتن از امروز به فردا، از دانستن به توانستن، از رویا به واقعیّت.
چه باشکوه است آغاز سالی که هر برگش وعده‌ی دانایی، هر گامش نوید فردایی روشن است. این جملات را سیّد باقر شریف‌زاده چه زیبا نوشت.
زنده‌یاد میرزا حسن رشدیّه وقتی اوّلین مدرسه‌ی ایران را در تبریز راه انداخت گفت: که درب مدرسه بايد همیشه باز باشد و وقتی رشدیّه فوت کرد آن‌را زیر پای کودکان در آستانه‌ی مدرسه دفن کنید تا روح‌اش هر روز با پاشیدن بذر آگاهی به دانش‌آموزان صیقل یابد و آرامش بگیرد و شاد شود.
باغچه‌بان، ابوالقاسم فیوضات و حاج ذکا دیباج بزرگان معارف وقت تبریز هدف از راه‌اندازی اوّلین باغچه‌ی اطفال و کودکستان برای کودکان عادی و کرولال را پرورش توانایی‌های گوش دادن، سخن گفتن، مشاهده کردن، اندازه گرفتن، پرورش حسّ همکاری و نوعدوستی و جمعی کارکردن و به‌طور کلّی آماده کردن کودکان برای زندگی و رفتن به مقاطع بالاتر چه‌ها در سر نداشتند قبل از این‌که ژان کازینو مردم‌شناس و ارتباط‌دان فرانسه این یافته‌ها را در دانشگاه سوربن به رشته‌ی تحریر در آورد.

این بزرگان معارف، هم‌چون خواجه نصیرالدّین طوسی که آن هم در شهر تاریخی مراغه نبوغش را بروز داد معتقد بودند باید یقه‌ی کودک را از همان پا گرفتن در دست گرفت. تعلیم داد و آموزش و مهارت‌پذیری و کار و تلاش و فرهنگ و هنر را در آنان نهادینه کرد تا از مشکلات زندگی و جامعه نهراسند و راه گریز پیش نگیرند و تدبیر و چاره‌اندیشی برای خود و جامعه‌ی خویش را پیش گیرند و رفاه و بهتر زیستن را در آینده برای خود و همنوعان شکل دهند. همان مرامی که امروز پایه و فلسفه‌ی آموزش و پرورش ملل توسعه‌ یافته حساب می‌شود. توسعه‌ی انسانی رکن اصلی توسعه‌ی پايدار است و بايد برای ارتقای کيفيّت آموزش در کشور همه تلاش کنیم. ذات آموزش و پرورش در جامعه شناخت و حلّ نيازهای فکری کودکان، نوجوانان و جوانان است. تعليم و تزکيه‌ی نفس و آموزش فلسفه‌ی معانی زندگی به نسل‌های آينده و در خدمت جامعه بودن از مهم‌ترين وظايف معلّمان است. در جامعه‌ای که علم و دانايی، محور توانمندی و توسعه‌ی جوامع بشری باشد ارتقای کيفی آموزش و تربيت نسلی پرسشگر و خلّاق و نوآور امری ضروری است. توسعه‌ی کمّی و کيفی آموزش، توسعه‌ی مشارکت عمومی، ارتقای سلامت و بهسازی منابع انسانی از مهم‌ترين اولويّت‌های کاری آموزش و پرورش می‌باشد که الحمدالله امروز آموزش و پرورش ما به‌حال خود رها شده است. مسئولان کشور بارها گفته‌اند که آموزش و پرورش زمينه‌ساز رشد فکری و اخلاقی انسان‌های يک جامعه‌ی پويا است. آموزش و پرورش، تنها راه کمال انسان به‌سو‌ی سعادت و خوشبختی است. اهمّيّت نقش آموزش و پرورش در تربيت نيروهای متخصّص، دانشمند و آشنا به علوم جديد بسيار حائز اهمّيّت است اگر ما بخواهيم بمانيم و کرامت داشته باشيم و آلت دست ديگران نشويم، هيچ راهی نداريم جز اين‌که از علوم تجربی، تکنولوژی و دستاوردهای مثبت تمدّن بشری استفاده کنيم يکی از وظايف مهمّ نظام آموزش و پرورش کشور تربيت انسان‌های «خودباور» و نه «دارای غرور کاذب» است. بايد تربيت‌کننده‌ی انسان‌هايی باشيم که بدانند ريشه در گذشته دارند، امّا در دنيای امروز زندگی می‌کنند و بايد به آينده بينديشند. “آگوست کنت” پدر علم جامعه‌شناسی می‌گوید: «پیشرفت و ترقّی بشر به آموزش و پرورش صحیح بستگی تمام و کمال دارد زیرا تعلیم و تربیتی صحیح است که حسّ تفاهم را بین افراد پرورش می‌دهد».
“وارد” جامعه‌شناس آمریکایی معتقد است: «تعلیم و تربیت در پیشرفت اجتماع اثر فراوان دارد زیرا اگر انسان صحیح پرورش یابد، قادر به حلّ مشکلات موجود خود خواهد بود و مشکلاتی را که در راه پیشرفت و ترقّی اقتصادی و اجتماعی است، از بین خواهد برد».
“پیاژه” عقیده دارد: «هدف اساسی آموزش و پرورش بار آوردن افرادی است که بتوانند دست به کارهای خلّاق و تازه برنند، نه این‌که فقط به تکرار کارهای گذشتگان بپردازند.

غرض، ساختن اشخاصی است که خلّاق، مخترع و کاشف باشند.» با این همه وصف در اهمّیّت آموزش و پرورش، ببینید نظام آموزش و تربيت ما در ایران چگونه به‌حال خود رها شده کودکان و نوجوانان که باید در مدرسه درس و مشق و آبدیده شوند اکثر روزها در سال‌های اخیر به بهانه‌های کمبود انرژی و آلودگی هوا و جنگ بی‌تدبیری و انواع اقسام بهانه‌های تعطیلی در خانه‌ها مانده‌اند و بطالت و سستی و بی‌برنامگی و فضای مجازی روح و روان کودکان و نوباوه‌گان ما را هدف قرار گرفته و به‌خطر انداخته است.
و ما هم همه نظاره‌گر این وضع ناهنجار در این وانفسای مشکلات عدیده‌ی اقتصادی و ناتوانی‌ها و بی‌تدبیری‌ها هستیم و چه گرفتار طوفان‌های سهمگینی شده‌ایم.
● محمّد فرج‌پور باسمنجی

ارسال یک پاسخ