عصرآزادی آنلاین/ سیدامیر یکه سادات
پشت صفحهای که هر روز مقابل چشم ماست، سازوکاری وجود دارد که دائماً رفتارمان را بررسی میکند: روی چه چیزی مکث کردیم، چه چیزی را رد کردیم، چه مطلبی را دوباره دیدیم، کجا خندیدیم، کجا عصبانی شدیم و چه زمانی از یک محتوا عبور کردیم.
اینجاست که مفهوم «اقتصاد توجه» معنا پیدا میکند؛ در دنیای رسانهای امروز، توجه ما به یک منبع ارزشمند تبدیل شده است.
رسانهها و پلتفرمها فقط برای اینکه چیزی به ما نشان دهند، محتوا تولید و توزیع نمیکنند. رقابت اصلی بر سر چند ثانیه از ذهن ماست. هرچه محتوایی بتواند بیشتر ما را متوقف کند، بیشتر دیده شود و واکنش بیشتری ایجاد کند، در این رقابت موفقتر است.
به همین دلیل است که گاهی یک تیتر عجیب، یک تصویر شوکهکننده یا یک جمله تحریکآمیز، بیشتر از یک گزارش دقیق و عمیق دیده میشود.
اما مسئله مهمتر اینجاست: آیا چیزی که بیشتر میبینیم، الزاماً چیزی است که بیشتر به دانستن آن نیاز داریم؟
پاسخ لزوماً مثبت نیست.
ممکن است در طول یک ساعت، دهها محتوای مختلف ببینیم و در پایان احساس کنیم «خیلی در جریان اخبار هستیم»، اما اگر محتوایی که دیدهایم عمدتاً برانگیزاننده، سطحی یا تکراری بوده باشد، حجم اطلاعات الزاماً به معنای افزایش آگاهی نیست.
اینجاست که سواد رسانهای وارد میدان میشود.
سواد رسانهای فقط این نیست که بدانیم یک خبر جعلی است یا واقعی. یکی از مهمترین مهارتهای سواد رسانهای، شناخت ارزش توجه خودمان است.
گاهی لازم است قبل از کلیک کردن از خودمان بپرسیم:
چرا این محتوا میخواهد من را متوقف کند؟
آیا واقعاً به این اطلاعات نیاز دارم؟
چرا این موضوع بیشتر از موضوعات دیگر به من نمایش داده میشود؟
این محتوا قرار است چیزی به دانش من اضافه کند یا فقط واکنش من را تحریک کند؟
شاید مهمترین سواد رسانهای در عصر شبکههای اجتماعی، توانایی «نه گفتن به محتوایی باشد که برای گرفتن توجه ما طراحی شده است.»
ما نمیتوانیم تمام الگوریتمها را کنترل کنیم؛ اما میتوانیم تا حد زیادی مراقب چیزی باشیم که در اختیار الگوریتمها قرار میدهیم: توجهمان.
چون در نهایت، هر بار که چند دقیقه بیهدف اسکرول میکنیم، فقط زمان از دست نمیدهیم؛ بخشی از تمرکز، آرامش و ظرفیت ذهنی خود را نیز خرج میکنیم.
در عصر اقتصاد توجه، شاید پرسش اصلی این نباشد که «چه چیزی در رسانه میبینم؟»؛ پرسش مهمتر این است:
«چه کسی و با چه هدفی، توجه مرا میخواهد؟»
پیشنهاد
قبل از اینکه درباره محتوایی که میبینیم تصمیم بگیریم، چند ثانیه مکث کنیم؛ و برای فرزندانمان هم بهجای حذف و ترس، مهارتِ انتخاب و پرسشگری را تقویت کنیم.
چون قرار نیست همیشه کنار صفحه باشیم؛ باید ذهنی تربیت کنیم که بتواند پشت صفحه را هم ببیند.
