آرامستان دولاب، روایتگر تاریخ معاصر تهران

عصرآزادی آنلاین/ سرویس فرهنگی – علیرضا نیاکان:

بامداد جمعه همراه با وزش نسیم خنک پاییزی جمعی از هنرمندان با سرپرستی استاد سعید رضاخوان هنرمند نقاش پشت شیشه و نوشین مصلی نژاد و علیرضا متانت و دیگر هنرمندان پا در آرامستان دولاب می‌گذاریم. جایی کمتر شناخته شده در تهران که پذیرای تورهای گردشگری و تهرانگردی است. محوطه‌ای در بافت قدیمی شهر تهران که پذیرای متوفیان مسیحی از شاخه‌های گوناگون آن بوده و حالا گاهی علاقمندان به کلانشهر تهران و آنان که به دنبال شناخت بهتر تاریخ معاصر هستند به این محوطه می‌آیند.

به طور یقین آرامستان دولاب از زمره مکان‌های دیدنی شهر تهران است که بخشی از تاریخ معاصر کلانشهر تهران را در خود جای داده است. این آرامستان بصورت رسمی در سال ۱۸۵۵ میلادی و با دفن دکتر لویی آندره ارنست کلوکه آغاز به فعالیت کرد و اکنون سال‌هاست که دیگر هیچ مراسم تدفین و خاکسپاری در آن انجام نشده است. اما این موضوع باعث نمی‌شود تا ذهن کاوشگر از گشت و گذار در این محیط باز ایستد. قبرها، عکس‌های موجود بر روی سنگ ها و خطوطی که برروی قبرها حک شده‌اند و شاید برای بسیاری افراد، ناآشنا باشد، بر جذابیت این باغ متروکه می‌افزایند. ذهن به دنبال کشف خفتگان در این محوطه است.
لهستانی‌ها، فرانسوی‌ها، روس‌ها، ایتالیایی‌ها و دیگر مسیحیانی که در ایران جان باختند و در این آرامستان جای گرفتند. کسانی که به هر دلیل اجازه دفن در قبرستان های مسلمانان را نداشتند و امروز نیز برای دیدن آن‌ها باید بواسطه ثبت نام در تورهای تهرانگردی اقدام کرد.
در آرامستان گام برمی‌داریم. در میان صلیب های سنگی و سنگ قبرها پیش می‌رویم. تور تهرانگردی ما را به ضیافتی در میان خاطرات پدران و پدربزرگانمان دعوت می‌کند. خاطراتی نه چندان دور که شاید از آن‌ها ذکری کوتاه در ذهن ما نشسته باشد.

از افراد مشهور در این آرامستان می‌توان به دکتر لویی آندره ارنست کلوکه (پزشک مخصوص ناصرالدین شاه)، آنتوان سوروگین (عکاس گرجی روس تبار)، اوانس اوگانیانس (نخستین کارگردان سینمای ایران)، ولایسلاو هورودکی (معمار لهستانی) و نیکلای نارکف (معمار روسی ساکن ایران) نام برد که هرکدام به نوعی تاثیر خود را بر روی تاریخ و فرهنگ این سرزمین گذاشتند تا ما در میان نام آن‌ها شاهد گذر از پس کوچه‌های تاریخ سرزمین‌مان و بویژه تهران باشیم.
در بخشی از این آرامستان درگذشتگان ایتالیایی که کار آن‌ها در ارتباط با معدن بوده و طی چند سال فوت کردند، مدفون هستند. یک آرامگاه گروهي و ویژه که بسیار متفاوت از دیگر بخش‌هاست. این بخش از آرامستان در زیر زمین قرار دارد و راه‌پله‌ای بازدیدکنندگان را از سطح باغ به زیر زمین انتقال می‌دهد. گرچه تفاوت در جای جای این محیط دیده می‌شود و ساختاری یکسان در تدفین وجود ندارد. به طور مثال آرامگاه دکتر کلوکه با بنایی که بر آن ساخته شده و بخش مربوط به لهستانی‌ها که در بازسازی دارای نظمی خاص است از جمله این تفاوت‌هاست. چنين تفاوتی به ملیت‌ها، فرهنگ‌ها و شاخه‌های گوناگون مسیحیت بازمی‌گردد. به کسانی که در این آرامستان دفن شده‌اند. از این رو آرامستان دولاب به پنج بخش اصلی ارامنه گریگوری (کاتولیک شرقی)، ارتودوکس (روس، گرجی، یونانی)، کاتولیک روم، ارامنه کاتولیک و آشوری (کلیسای شرق، کلدانی و پروتستان) تقسیم می‌شود. همین موضوع باعث شده تا این حجم از تفاوت را در محوطه شاهد باشیم.
اما نکته مهم احساس نیاز به پژوهش در رابطه با این محوطه و افراد مدفون در آن است. برای آگاهی از بخشی از تاریخ معاصر ایران و بویژه تهران باید بر روی این محدوده تحقیق صورت گیرد. کاری که به نظر می‌رسد تا امروز انجام نشده و شخصیت و جایگاه اجتماعی مدفونان در آرامستان تا اندازه زیادی در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. گرچه تورهای گردشگری و راهنماهای آنان سعی در معرفی این آرامستان دارند اما تا زمانی که پژوهشی صورت نگیرد و نتیجه آن به صورت کتاب در دسترس عموم قرار نگیرد، نمی‌توان ادعایی برای حمایت از تاریخ معاصر و نقش مسیحیان در فرهنگ ایران کرد.

زمان سریع می‌گذرد و ما متوجه گذشت آن نمی‌شویم. در بخشی که کلیسای روباز بوده جمع می‌شویم و مسئول تور به همراه راهنما سخنان خود را تکمیل می‌کنند. توضیحات پایانی درباره موسیقی، نمایش، مستند سازی، عکاسی و مسائلی از این دست که با کمک خفتگان در این‌جا رونق یافتند و به جایگاهی رسیدند که امروز به آن می‌نگریم و نقشی که مهمانان این سرزمین در شکوفایی آن‌ها داشتند.
حالا در مقابل درب خروجی قرار داریم و تاریخی که بیشتر ما با نَمی از آن آشنا هستیم. نَمی که در این دو ساعت بر ما بارید و ذهن تشنه‌مان را تشنه تر کرد.

ارسال یک پاسخ