عصرآزادی آنلاین / سرویس فرهنگی – علیرضا نیاکان:
روز جمعه بیست و چهارم مهر نشستی تخصصی در ارتباط با تاریخ و هویت آرامستان دولاب و حضور لهستانیها در ایران
در سالن همایشهای فرهنگسرای اخلاق برگزار شد که در آن بابک تن ضمن خوشآمدگویی به حاضران از اهمیت تاریخ معاصر و مرور آن همچنين بررسی ناگفتهها و ناشنیدههای تاریخی در بخش تاريخ شفاهی یاد کرد.
سپس سعید رضاخان به عنوان دبیر این نشست از بازدید آرامستان دولاب و راهنماهای فعال در این مجموعه بویژه علیرضا متانت یاد کرد. زیرا این مجموعه و دیگر نقاط تهران میتوانند معرفی کننده پیشینه کلان شهری باشند که در گذشته بسیار کوچکتر و کم جمعیت تر از روزگار حال حاضر بود. همانطور که در شهر ری با مجموعهای از بناهای مطعلق به دورههای گوناگون تاریخی روبرو میشویم که گاه تاثیری مستقیم بر ایران و حادثههای سرنوشت ساز آن داشتهاند.
دکتر عظیم زرین کوب استاد بازنشسته دانشگاه تهران به عنوان سخنران مدعو در این نشست از تاریخ چندهزار ساله ایران و تاثیر گذاری بر فرهنگ جهان گفت.
وی اظهار داشت: ادبیات، جزئی جدایی ناپذیر از فرهنگ و تاریخ ایران است که با آن میتوان بسیاری از دردها را درمان کرد. بویژه در زندگی امروز که میتوان از آن به عنوان آرامبخشی خوب و قابل توجه در زندگی جوانان یا نسل جدید کاربرد دارد. پس بازگشت به مطالعه مداوم، توصیهای موکد در میان تمام غوغاها و درگیریهای روزانه است.
در ادامه نشست رضا نیکپور، فرزند خانم هلن استلماخ که کتاب از ورشو تا تهران بر اساس زندگی ایشان به نگارش درآمده، به تاریخ معاصر جنگ جهانی دوم و حمله آلمانها به لهستان و تصرف بخش غربی آن پرداخت.
سپس به حمله شوروی به بخش شرقی لهستان اشاره کرد که در نتيجه آن افراد زیادی مجبور به ترک سرزمین مادری خویش شدند. اين خانوادههای لهستانی به اردوگاههای کار اجباری در سیبری منتقل شدند. در صورتی که تصور میکردند به مسکو میروند. نتیجه این سفر چیزی جز بیماری، ضعف، ترس و مرگ برای لهستانیها به همراه نداشت.سختتر شدن شرایط جنگ و فشار بر دولت شوروی برای تهیه خوراک باعث شد تا لهستانیها را سوار بر کشتی و به ایران منتقل کنند. لهستانیها در بندرهای شمالی ایران پیاده شدند. تعدادی از آنان در بندر انزلی و در فاصله کمی پس از ورود به ایران بر اثر بیماری، ضعف مفرط و سختی سفر، جان خود را از دست دادند. این عده در همان شهر انزلی به خاک سپرده شدند. سپس در مسیر انتقال به تهران و در شهر قزوین با آرامگاههایی روبرو میشویم که باز نشان از حضور لهستانیها در ایران هستند. در نهایت، تهران به عنوان مامن اصلی این افراد درآمد. گرچه تعدادی از لهستانیها به اصفهان رفتند و در آنجا ساکن شدند. به این ترتیب متوفیات لهستانی در آرامستان دولاب به خاک سپرده شدند.
بنابر گفته نیکپور بحث در رابطه با ورود لهستانیها، آرامستان دولاب و خدمات فرهنگی ایران و لهستان بسیار است که باید درباره آن بصورت علمی و مستند تحقیق شود تا افراد خفته در آرامستان دولاب به درستی شناخته و معرفی شوند.
امید است در آینده نزدیک و با همکاری سازمانهای گوناگون تحقیق در رابطه با آرامستان دولاب تکمیل شود و این مجموعه به عنوان یک سایت گردشگری شناخته شده در میان عموم مردم معرفی شود.

