سایه سنگین تعصب و تحقیر!
عصرآزادی آنلاین/ سید وحید پیمان
مستطیل سبز، این عرصهٔ بدیع نشاط و همگرایی اجتماعی، بار دیگر به صحنهٔ بازتولید کینههای قومی و فحاشیهای ساختاری بدل شد. لغو دیدار تیمهای فوتبال تراکتور و ملوان در ورزشگاه سیروس قایقرانی انزلی، تنها یک اتفاق ساده در تقویم ورزشی نیست؛ بلکه واقعهای تلخ و تکاندهنده است که عمق بحران اخلاقی و فرهنگی حاکم بر سکوهای فوتبال ما را فریاد میزند. توهینهای رکیک، نژادپرستانه و قومیتی علیه هواداران و بازیکنان تراکتور، رقابت ورزشی را به میدان جنگی از تعصبات کورکورانه تبدیل کرد که روح جمعی جامعه را جریحهدار ساخته است.
ریشههای تاریخی یک زخم کهنه:
از توهینهای مطبوعاتی تا سکوهای استادیوم
برای درک عمق فاجعهای که امروز در استادیومهای کشور جریان دارد، نباید نگاهی سطحی و مقطعی داشت. پدیدهٔ نامیمون توهین به قومیتها و زبانهای مختلف ایرانی، ریشهای عمیق در دهههای گذشته دارد. از دوران پهلوی اول و سیاستهای دستوری و تمامیتخواهانه با رویکرد «یک ملت، یک زبان» که به بهانهٔ تثبیت وحدت ملی، به تحقیر، تخفیف و نادیدهگرفتن هویت، فرهنگ و زبان اقوام اصیل ایرانی (از جمله تورک ها، کردها، عربها، بلوچها و لکها) انجامید، بذر انشقاق و خودبرتربینی کاشته شد.
این نگاهِ از بالا به پایین و کلیشهساز، در دهههای بعد نیز راه خود را به رسانهها و فرهنگ عمومی باز کرد. مرور تقویم تاریخی ایران، گویای فجایع دردناکی است که نمونهٔ بارز آن در اردیبهشت و خرداد ۱۳۸۵با انتشار آن کاریکاتور نژادپرستانه در ضمیمهٔ فرهنگی روزنامه دولتی «ایران» («ایران جمعه») رقم خورد؛ جایی که ترکان ایران به سوسک تشبیه شدند تا نشان داده شود چگونه نگاههای تحقیرآمیز میتوانند از لایههای پنهان فرهنگی به رسانههای رسمی نفوذ کنند. آن توهین سیستماتیک، موجی عظیم و بیسابقه از اعتراضات مردمی را در شهرهای مختلف آذربایجان و مناطق تورکنشین از جمله تبریز، ارومیه، اردبیل و نقده رقم زد و نشان داد جامعهٔ تورک زبان در دفاع از شرافت و هویت خود سکوت نخواهد کرد.
امروز نیز استادیومهایی که باید کانون ترویج برادری و پهلوانی باشند، به تریبونی برای تخلیهٔ هیجانات مسموم و بازتولید همان تحقیرهای تاریخی و مطبوعاتی تبدیل شدهاند؛ جایی که به راحتی به کرامت میلیونها ایرانی توهین میشود و گویی این زخم کهنه قرار نیست التیام یابد.
انفعال مرگبار نهادهای مسئول و ضرورت برخورد قاطع
آنچه این فاجعه را دردناکتر میکند، سکوت معنادار، انفعال و برخوردهای سلیقهای و مصلحتی فدراسیون فوتبال و متولیان امر است. سالهاست که تذکرهای پیدرپی و بیانیههای فرمایشی بدون ضمانت اجرایی، نتوانسته است جلودار این نفرتپراکنیهای سیستماتیک باشد. وقتی فدراسیون فوتبال در برابر شعارهای نژادپرستانه رویکرد تسامح و تساهل در پیش میگیرد، پیام اشتباهی به سکوها مخابره میشود که گویی توهین به قومیتها به رسمیت شناخته شده است.
در این میان، اقدام شجاعانه و مسئولانهٔ دکتر علیرضا نوین نماینده مردم تبریز، آذرشهر و اسکو در مجلس شورای اسلامی، در واکنش به این هتاکیها و تهدید وزیر ورزش و جوانان به استیضاح، ستودنی و مایهٔ دلگرمی است. این اقدام، نمونهٔ بارز یک وظیفهٔ نظارتی و انقلابی برای «صیانت» از حقوق شهروندی، کرامت مردم آذربایجان و حراست از انسجام ملی است. وقتی وزیر ورزش و نهادهای زیرمجموعهٔ او توان یا ارادهای برای مدیریت این بحران و برخورد قاطع با باشگاه خاطی ندارند، استفاده از ابزارهای قانونی خانهٔ ملت برای بازخواست مسئولان ارشد ورزش کشور، نه تنها حق، بلکه یک ضرورت انکارناپذیر است.
کلام آخر؛ فوتبال بدون اخلاق، باخت مطلق
ورزشگاهها نباید به جولانگاه اقلیتی ساختارشکن و نفرتپراکن تبدیل شوند که با اهداف مشخص، وحدت ملی و همزیستی مسالمتآمیز اقوام ایرانی را نشانه رفتهاند. فدراسیون فوتبال باید بداند که امروز در برابر تاریخ، افکار عمومی و منشورهای بینالمللیِ مبارزه با نژادپرستی مسئول است.
۱. برخورد قاطع انضباطی با باشگاه ملوان و محرومیت قاطع عوامل و تماشاگران هتاک، باید بدون اغماض در دستور کار قرار گیرد.
۲. حمایت قاطع از موضعگیریهای قانونی نمایندگان مجلس نظیر اقدام دکتر نوین، پیام روشنی به مسئولان بیتفاوت ارسال میکند که صیانت از کرامت انسانی اقوام، خط قرمز جامعه است.
اگر امروز با این تعصبات کور و شعارهای نژادپرستانه — که ریشهای به درازای سالهای تحقیر سیستماتیک دارند — با قاطعیت برخورد نشود، فردا خیلی دیر خواهد بود و دود این بیاخلاقیها به چشم تمامیت ارضی و همبستگی ملی خواهد رفت. فوتبال بدون اخلاق و عدالت، ارزشی ندارد.
