جامعه شناس برجسته کشور در نشست «از تشکلزدایی تا تشکلگرایی» به میزبانی اتاق بازرگانی تبریز مطرح کرد؛
ضرورت عبور از نظریه عقب ماندگی و نگاه به آینده
عصرآزادی/ سرویس اقتصادی: نخستین جلسه از سلسله نشستهای «از تشکلزدایی تا تشکلگرایی» با حضور مقصود فراستخواه، جامعه شناس برجسته کشور در اتاق بازرگانی تبریز برگزار شد.
در ابتدای این جلسه که با حضور اساتید دانشگاهی، فعالان اقتصادی و اعضای تشکلهای اتاق بازرگانی تبریز برگزار شد نائب رئیس اتاق تبریز با اشاره به اهمیت تشکلها در تحقق اهداف گفت: فعالیت جمعی و رفتارهای گروهی، از شاخصه های اصلی توسعه به شمار می رود.
مسعود بنابیان افزود: نقش تشکلها در رسیدن به توسعه پایدار بسیار مهم است و اتاق تبریز با تاکید بر این اصل سعی در برگزاری سلسله نشستهای تخصصی در این حوزه دارد تا با تقویت تشکلها، مسیر توسعه اقتصادی آذربایجان شرقی را هموار کند.
عبور از نظریه عقب ماندگی و نگاه به آینده
مقصود فراستخواه در این نشست با محوریت «سهم تشکلها در توانمندی حرفهای بخش خصوصی مولد و آثار آن در توسعه» به سخنرانی پرداخت و بر اهمیت تجربه و کار به عنوان عوامل کلیدی در مدیریت تأکید کرد.
وی با تحلیل وضعیت بخش خصوصی مولد در ایران بر لزوم عبور از نظریه عقب ماندگی تاکید کرد و افزود: سرمایه داری در ایران را ضعیف میدانم. سرمایهداری مولد در ایران که ایجاد ارزش کند مثل اروپا قوی نیست، ملتی که وابستگی به مسیر دارد، باید از این مشکلات و محدودیتها عبور کند.
فراستخواه با اشاره به این موضوع که ملتها باید از محدودیت های خود عبور کنند اظهار داشت: در گذشته، داروغهها می توانستند قواعد را تغییر بدهند، حرفهها عموماً خانوادگی بوده و اصناف مستقل نبودند. اینکه ما ایرانی هستیم و نمیتوانیم، اصلاً استدلال درستی نیست!
توسعه اقتصادی و دموکراسی؛ دو روی یک سکه
وی، توسعه اقتصادی را در ارتباط مستقیم با دموکراسی دانست و بیان کرد: توسعه اقتصادی و دموکراسی باید با یکدیگر اتفاق بیفتد. ما صنفهایی داشتیم که نیرومند بودند و رشدهایی را تجربه کردند، اما این رشد در حد کشورهای اروپایی و مانند آن نبودند.
این استاد جامعه شناسی همچنین به نقش نهادهای اجتماعی و فرهنگی در موفقیت صنفها اشاره کرد و ادامه داد: نهادهای اجتماعی موفق می شوند که ریشه در فرهنگ و اخلاق جامعه ایجاد کنند.
نقش اصناف و کسبه در توسعه تاریخی ایران
فراستخواه در بخشی از سخنان خود به بررسی تاریخی نقش اصناف در ایران پرداخت و دوره تیموری را بهترین دوره برای اصناف دانست.
وی تاکید کرد: بهترین دوره اصناف، دوره تیموری است زیرا ایران بعد از مغول تازه دورههایی داشتیم که اصناف حتی رشد بیشتری را تجربه کردند. مثلاً خیاطها صاحب صنف شدند.
این استاد برجسته جامعه شناسی به نقش مهم اصناف در شکلگیری شبکههای یادگیری و انتقال تجربیات بین نسلها اشاره کرد و یادآور شد: ملتهایی که موفق شدند مسیرهای تازهای ایجاد کنند ما نیز میتوانیم یاد بگیریم که بهتر زندگی کنیم. با یادگیری و عمل، شبکههای یادگیری ایجاد میکنیم که نسلهای جدید هم یاد بگیرند چطور میتوانند بهتر باشند.
نقد پیشفرضهای ذهنی و بازنگری در ساختارها
فراستخواه به نقد پیشفرضهای ذهنی که مانع از پیشرفت میشوند پرداخت و افزود: اگر پیشفرض ذهنی داریم که “ما نمیتوانیم”، باید آن را نقد کنیم زیرا ایران عقب مانده نیست بلکه نظمها و هنجارهایی در ایران وجود دارد که اگر بیدار شوند میتوانند کارهای بزرگی انجام دهند.
وی با تاکید بر اهمیت تعامل و نقد برای بهبود سیستمهای تولیدی اظهار داشت: کار و تولید یک سیستم است که باید با جهان تعامل کند، اگر من بتوانم تعامل کنم و نقدها را بشنوم، سیستم باز میشود.
فراستخواه به تفاوت میان رشد اقتصادی و توسعه به عنوان دو مفهوم متفاوت اشاره کرد و گفت: توسعه برخی قابلیت های انسانی دارد و فقط محدود به کارهای عمرانی نمیشود، متغیرهای ملاک مانند رشد اقتصادی وجود دارد که توسعه را با آن میسنجیم. کیفیت نیروی کار مهم است که آموزش ببیند و تعهد داشته باشد.
اوایل دهه ۸۰ بهترین موسم رشد سالانه بعد از انقلاب
این استاد برجسته جامعه شناسی در بخش دیگری از اظهارات خود به بررسی رشد اقتصادی ایران پس از انقلاب پرداخت و بیان کرد: بیشترین رشد سالانه بعد از انقلاب در ایران به اوایل دهه ۸۰ برمیگردد که رشد سالانه تشکیل سرمایه بالغ بر ۱۰ درصد شد. رشد اقتصادی با میانگین ۵.۷ درصد که حاصل کیفیت نهادهاست. زمانی که کیفیت و دیپلماسی مقداری بهبود پیدا کرد، شاهد رشد و بهرهوری بودیم.
وی به تأثیر تحریمها و مشکلات دیپلماسی بر اقتصاد ایران در دهههای ۸۰ و ۹۰ اشاره کرد و گفت: اختلال در دیپلماسی و تحریمها در دهه ۹۰ باعث منفی شدن آمارهای اقتصادی شد، فقط با برجام بود که آمارهای ما بهبود یافت و اگر تداوم می یافت، اوضاع بهتر می شد، اما با ابتر ماندن برجام، دوباره مشکلات افزون تر شد.
فراستخواه در پایان سخنرانی خود بر اهمیت سیاست گذاریهای دقیق و به روز تأکید کرد و گفت: سیاست را باید دید، تحلیل کرد و تغییر داد، اما نباید چنان به آن خیره شد که از ابتکاراتی که میتوانیم داشته باشیم غافل شویم.
وی به اهمیت کشف نقضها و ابتکارات مدیریتی اشاره کرد و اظهار داشت: اگر بخش خصوصی به کشف نقض برسد، خود را پیدا می کند، باید از ابتکارات مدیریت، اجتماعی، علمی، اخلاقی و غیره غافل نشد زیرا یک مدیر با فرض شرایط بد هم می تواند خوب کار کند و اروپا با اینگونه موارد جلو رفته است.

