در نشست علمی «پارلمانتاریسم در جهان؛ مدلهای موفق و ناموفق» عنوان شد:
ایران، پیشگام پارلمانتاریسم در آسیا
عصرآزادی آنلاین/ سرویس پارلمانی:
در نشستی علمی با عنوان «پارلمانتاریسم در جهان؛ مدل های موفق و ناموفق» که به همت معاونت پژوهش کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس برگزار شد، دکتر داریوش رحمانیان، استاد تاریخ دانشگاه تهران، و دکتر علیرضا ملایی توانی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی، به بررسی عمیق تجربه پارلمانتاریسم در ایران و مقایسه آن با الگوهای جهانی پرداختند.
عصرآزادی آنلاین – علیرضا نیاکان؛ سخنرانان، با اشاره به پیشینه تاریخی و تحولات پارلمانی در ایران، چالشها و ناکامیها و همچنین ظرفیتهای موجود برای تحقق دموکراسی واقعی را مورد بحث قرار دادند.
علیرضا ملایی توانی در آغاز سخنان خود به تلاشهای قانونگذاری و ایجاد نهادهای شبه پارلمانی در ایران پیش از انقلاب مشروطه اشاره کرد، از جمله «دارالشورای کبری دولتی» یا «مجلس مصلحتخانه» که ناصرالدین شاه آن را تأسیس کرد.
وی با بیان اینکه این نهادها جنبه مشورتی داشتند و حالت پارلمان و قانونگذاری مدرن را نداشتند، افزود: ایده پارلمان و مجلسخواهی یک انگیزه نیرومند در میان همه کنشگران هوادار تغییر و اصلاح در ایران معاصر بوده و این فکر توسط روشنفکران مطرح شده بود.
ملایی توانی به «عدالتخانه» در مهاجرت صغری به عنوان اولین مطالبه انقلاب مشروطه اشاره کرد که بعدها به عنوان پارلمان تعبیر شد و فکر پارلمان با جنبش مشروطه و عدالتخانه پیوند خورد.
او «مجلس عالی دربار» یا «شورای عالی دولتی» را نخستین کنگره ملی منتخبین دانست که نقش «مجلس مؤسسان» را در ایران ایفا کرد و زمینه را برای تدوین قانون انتخابات و گذار به نظم مشروطه فراهم آورد.
ملایی توانی خاطرنشان کرد که مدل «مجلس شورای مملکتی» که توسط هواداران محمدعلی شاه پس از به توپ بستن مجلس مطرح شد ناکام ماند و شبیه به مجلس مشورتی ناصرالدین شاه بود.
ملایی توانی در ادامه، به تفاوت مسیر تحول دولت در اروپا و ایران پرداخت و گفت: در اروپا، دولتهای مطلقه قدرت را متمرکز کرده و سپس از طریق نظریه دولت مشروطه آن را توزیع کردند. اما در ایران، حکومتی که به لحاظ نظری متمرکز بود (پادشاه مالک الرقاب بود)، در عمل پراکنده بود و انقلاب مشروطه این قدرت پراکنده را پراکندهتر کرد. وی این امر را یکی از دلایل ناکامیهای انقلاب مشروطه دانست.
او همچنین به شکلگیری «استبداد منور» در دوره رضا شاه اشاره کرد که پارلمان را به یک نهاد صوری و ابزاری برای مشروعیتبخشی به تصمیمات حکومت تبدیل کرد.
ملایی توانی دلیل حفظ پارلمان در دوره رضا شاه را اعطای مشروعیت به حکومت، جذب نخبگان و فراهم آوردن مبانی حقوقی برای اصلاحات حکومتی دانست.
دکتر داریوش رحمانیان نیز در این نشست بر اهمیت «تاریخ کاربردی» که به مسائل زنده و کنونی میپردازد و «تاریخ میانرشتهای» تأکید کرد.
وی پیشنهاد تأسیس یک گرایش یا شعبه تخصصی به نام«تاریخ پارلمان» در رشته تاریخ ایران را مطرح کرد، زیرا ایران دارای یکی از کهنترین سنتهای پارلمانی در آسیا و جهان اسلام است.
رحمانیان ضرورت مطالعه تاریخ شوراها و مجالس در تمدنهای باستان (مانند بینالنهرین و یونان) و همچنین تاریخ پارلمان در عصر جدید در کشورهای مختلف را گوشزد کرد.
او انگلستان را به عنوان قدیمیترین کشور دارای سنت پارلمانی مدرن معرفی کرد که از «ماگناکارتا» در سال ۱۲۱۵ میلادی آغاز شد و به تدریج با مشارکت اشراف، اصناف و مردم، به «سلطنت پارلمانی» منجر شد؛ جایی که شاه سلطنت میکند اما حکومت نمیکند.
رحمانیان بر اهمیت فهم مفاهیم مدرن دولت، ملت، حاکمیت و تفکیک قوا برای درک صحیح پارلمانتاریسم تأکید کرد و پارلمان را «خانه ملت» یا «مردمخانه» نامید.
وی به درک ایرانیان از پارلمان در سفرنامههای دوره قاجار، مطبوعات آن زمان و همچنین اندیشههای کسانی چون میرزا ملکم خان و میرزا عبدالرحیم طالبوف تبریزی که بر کارکرد احزاب در نظام پارلمانی تأکید داشت، پرداخت.
رحمانیان در ادامه از شخصیتهای برجسته پارلمانی ایران مانند سید حسن مدرس و دکتر محمد مصدق نام برد که بر اصول پارلمانتاریسم پافشاری داشتند و معتقد بودند شاه باید سلطنت کند نه حکومت.
رحمانیان تاریخ معاصر ایران را «تاریخ جنگ و جدال و کشاکش میان مردم و نامردم» توصیف کرد و با بیان اینکه پارلمان جایی بوده که «نامردم» همواره سعی در از کار انداختن و تسخیر آن داشتهاند، اظهار داشت: ملت ایران هیچگاه از آرمانهای پارلمانتاریسم دست برنداشته است.
در پایان، هر دو سخنران ابراز امیدواری کردند که با وجود تمام فراز و فرودها و با رفع موانع تاریخی (مانند نهاد سلطنت)، اکنون بهترین شرایط برای تحقق دموکراسی واقعی و پارلمانتاریسم به معنای واقعی آن در ایران فراهم آمده است.