عصرآزادیآنلاین: به قلم سید وحید پیمان
در جهان امروز، سیاست خارجی دیگر مجموعهای از پروندههای جداگانه نیست؛ بلکه شبیه به صفحه شطرنجی است که هر حرکت، پیامدهای زنجیرهای بر سایر مهرهها دارد. پرونده هستهای ایران و بحران اوکراین، اگرچه ظاهراً دو موضوع مستقلاند، اما بهوضوح در یک میدان وسیعتر ژئوپلیتیک به هم گره خوردهاند.
از آغاز جنگ اوکراین، روابط روسیه با غرب وارد مرحلهای از خصومت عمیق شد و مسکو تلاش کرد جبهههای دیگری برای فشار متقابل ایجاد کند. ایران، با موقعیت استراتژیک و ظرفیتهای انرژی و دفاعیاش، ناخواسته به یکی از مهرههای مهم این صفحه تبدیل شد. از نگاه برخی تحلیلگران، روسیه مایل نیست ایران به توافقی با غرب برسد که موجب رفع تحریمها، افزایش صادرات انرژی و کاهش وابستگی تهران به مسکو شود.
این نگرانی بیدلیل نیست؛ نفت و گاز ایران، در صورت ورود کامل به بازار جهانی، میتواند بخشی از نیاز اروپا را که امروز از مسیر روسیه تأمین میشود، جبران کند. از سوی دیگر، همکاریهای نظامی و فناورانه تهران و مسکو، بهویژه در سالهای اخیر، روابط دو کشور را به سطحی رسانده که هر تصمیم استراتژیک ایران، اثر مستقیم بر منافع روسیه دارد.
اما باید به یاد داشت که تعلل در رسیدن به توافق هستهای، تنها تحت تأثیر فشارهای خارجی نیست. اختلافات فنی، مسائل امنیتی، ملاحظات داخلی و بیاعتمادی عمیق میان تهران و پایتختهای غربی، همگی در کند شدن روند مذاکرات سهم دارند. با این حال، انکار تأثیر بحران اوکراین و نقشآفرینی روسیه در معادلات برجام، سادهانگاری است.
ایران، اگر میخواهد از بازی مهرهها به جای بازیگر رهایی یابد، باید سیاستی چندجانبهگرا و مستقل را در پیش گیرد. نه میتوان همه تخممرغها را در سبد مسکو گذاشت، نه باید به وعدههای زودگذر غرب دل بست. در جهانی که سرعت تحولات آن نفسگیر است، تأخیر در تصمیمگیری میتواند هزینهای سنگینتر از یک امتیاز دیپلماتیک بر جای گذارد.
در نهایت، این تهران است که باید تعیین کند بر صفحه شطرنج قدرت، مهرهای منفعل در بازی دیگران خواهد بود یا بازیکنی که ابتکار حرکت را در دست دارد.