عصرآزادی آنلاین / دکتر میلاد محقق
به قلم: دکتر میلاد محقق
به دنبال رخدادهای مربوط به چند ماه گذشته؛ اکنون در حساسترین وضعیت تاریخی قرار داده شدهایم و تصمیمگیری در باره اینکه در کدام سمت و سو بایستیم دارای اهمیت بسیاری است و این تصمیمگیری میتواند ما را از مواجهه با خطرات بیشتر دور سازد و یا اینکه به بحران فراگیرتری وارد کند.
در اینکه حاکمیت نتوانسته است رضایت و خشنودی ملت را بطور کامل بدست بیاورد تردیدی وجود ندارد اما اینکه آیا ملت توانسته نقشی که برعهده داشته بخوبی به انجام برساند پرسش مهمی است که باید به درستی به آن پاسخ داده شود.
از یک سو؛ حمایت از حاکمیت توسط ملت به تنهایی کافی نیست و امور مربوط به هدایت و نظارت نیز مهم و با اهمیت هستند و از سوی دیگر، حمایت حاکمیت از ملت نیز شرط لازم است اما نبایستی امور مربوط به هدایت و نظارت از سوی نهادهای حاکمیتی اینگونه مغفول بماند.
رفتارهای فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی حاکمیت و ملت در امور داخلی و خارجی بایستی بهتر از این میبود ولی اکنون ما شاهد فاصله و شکاف مابین وضعیت موجود و وضعیت مطلوب هستیم که باید با همت و تلاش حاکمیت و ملت به نتایج مطلوبتری برسد.
در این صورت بدیهی و روشن است که با نگاه واقعبینانه؛ کارنامه حاکمیت و ملت در این باره قابل دفاع نیست زیرا آنگونه که باید ما به رشد متوازن دست نیافتهایم و در برخی از زمینهها دارای کمبودها و نواقصی هستیم که طبیعی به نظر نمیرسد و بیشتراز همه؛ نشان دهنده عقبماندگی غیرطبیعی و تصنعی میباشد.
در باره این موضوع؛ دو نوع تفکر و دیدگاه وجود دارد:
گروهی حاکمیت و گروهی دیگر ملت را مقصر میدانند؛ و البته گروه سومی نیز هر دو طرف را باعث و بانی مشکلات و بحرانهای موجود میپندارند.
حال باید چه کرد؟
در گذشته وقتی به اهداف و برنامههای بدخواهان این مرز و بوم در قالب دسیسه و توطئه اشاره میشد، برخی افراد و جریانها داد و فریاد به راه میانداختند و میگفتند که اینها درست نیست و وجود توطئه و دسیسه از سوی دشمنان ایران علیه منافع ملیمان را توهم و ساخته و پرداخته مدعیان این مباحث اعلام میکردند اما اکنون دم خروس از همه جا بیرون زده و همه دیدهاند و دیگر جایی برای ایجاد تردید و تشکیک وجود ندارد.
حال که حاکمیت و ملت به این واقعیت دست یافتهاند که در طول این سالها، یک طرح و نقشه قدیمی بارها و بارها اجرا شده است، دیگر جایی برای درنگ و غفلت وجود ندارد.
آری؛ تفرقه بینداز و حکومت کن.
نظام سلطه و استکبار جهانی با ایجاد نفوذ در صفوف حاکمیت و ملت؛ مابین آنها فاصله و شکاف ایجاد کرد و با ایجاد و افزایش نارضایتی و ناخشنودی در ملت، تا حدودی به نتایج مورد دلخواه خود دستیافته است.
اکنون هم حاکمیت و هم ملت در لحظه تصمیمگیری مهم و حساسی بسر میبرند.
آیا میخواهند نارضایتی و ناخشنودی در ملت افزایش یابد و بر میزان فاصله و شکاف بین ملت و حاکمیت افزوده شود یا بالعکس؟
ایجاد و افزایش رضایتمندی دوطرفه مابین حاکمیت و ملت و در نتیجه، کاهش چشمگیر شکاف و فاصله موجود مابین این دو قطب کشور باعث خواهد شد تا بدخواهان این مرز و بوم دم خود را بر کول خود نهاده و از رفتارهای تزاحمی و ایذایی خود علیه منافع ملی ایران دستبردارند.
راهکارهای این تصمیم بزرگ در چهار حوزه فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی کاملا روشن و قابل تعیین و تبیین است.
هرآنکس که نخواهد این رخداد میمون و مبارک رقم زده شود؛ ایرانی و ایراندوست نیست و به بیگانگان تعلق دارد.
وقتی از براندازی سخن میگوییم؛ نباید فقط به براندازی حاکمیت اشاره داشته باشیم زیرا براندازان این دوره و زمانه به دنبال براندازی ملت و حاکمیت هستند زیرا بخوبی میدانند که این دو قطب کشور همچون لایههای درهم تنیدهای هستند که باید بطور مشترک مورد هدف برنامههای براندازانه آنان قرار گیرند.
فرمول سادهای برای شناسایی افراد و جریانات برانداز وجود دارد که با در نظر گرفتن آن میتوان به راحتی براندازان ملت و حاکمیت را شناسایی کرد و سپس مطابق قانون با آنان رفتار نمود.
هر فرد و جریانی که با ایجاد نارضایتی در مردم؛ باعث ایجاد و افزایش فاصله و شکاف مابین ملت و حاکمیت میشود را باید برانداز دانست.
براندازان با طراحی و اجرای برنامههای مختلف تلاش میکنند تا ناخشنودی ملت از حاکمیت را افزایش دهند زیرا از این طریق میتوانند میان آنها دیوار بلند بیاعتمادی و بدبینی بسازند و سرانجام با برانگیختن خشم ملت، حاکمیت را سرنگون کنند.
اگر بخواهیم کشور ایران را به سوی توسعه و پیشرفت سوق دهیم باید کار را از روستاها، بخشها، شهرها، شهرستانها و استانها آغاز کنیم و برای اداره امور فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جوامع روستایی و شهری؛ از ساز و کارها و مکانیزمهای درستتری برای شناسایی، جذب و بکارگیری منابع انسانی ماهر و متخصص بهره ببریم.
یکی از دلایل و عواملی که باعث ایجاد و افزایش نارضایتی و ناخشنودی در ملت نسبت به حاکمیت شده و میشود، حضور مدیران و مسئولان ناکارآمد در راس امور فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی کشور بوده که به تدریج موجب ایجاد و افزایش فاصله و شکاف مابین حاکمیت و ملت شده است.
اگر دستگاههای نظارتی با بهرهگیری از فرمول شناسایی براندازان ملت و حاکمیت به بررسی و ارزیابی عملکرد مدیران و مسئولان بپردازند خواهیم دید که به راحتی افراد لایقتر و شایستهتر در جایگاههایی که حق آنان است قرار خواهند گرفت و افرادی که در براندازی کوتاهمدت، میانمدت و بلند مدت بطور دانسته یا نادانسته نقش دارند، به سزای نیات و اعمالشان خواهند رسید.
اگر کار به همین سادگی است که به نظر میرسد اینگونه نیز باشد، پس تعلل و کوتاهی در این زمینه برای چیست؟
برای نجات میهن از چه کسی باید اجازه دریافت کنیم؟!
در مقابل براندازان، افراد و جریانهای حامی ملت و حاکمیت قرار دارند که لازم است تکلیف خود را به روشنی بدانند و از سوی مراجع ذیصلاح ماموریت یابند تا در مسیر درست و سازنده، برای استحکامبخشی آناتومی قدرت در کشور تلاش و کوشش داشته باشند.
بلاتکلیفی و روشن نبودن و همچنین ناخوانایی شرح وظایف با شرح اختیارات در این زمینه میتواند بحرانهای جدیدی را بیافریند و ملت و حاکمیت را در مقابل هم قرار دهد.
هیچ زمانی بهتر از اکنون برای بازسازی و بازتوانی نیروهای دارای اهلیت و اصلیت به منظور بهبود وضعیت فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی وجود نداشته پس بهتر است اهالی حاکمیت و ملت با درایت بیشتر به سمت شکوفایی هرچه بهتر در ابعاد داخلی و خارجی بکوشند و ایران را در جایگاه واقعی خود قرار دهند.