آتش در ضاحیه، دود در شمال اسرائیل؛ آیا دیپلماسی در انبار باروت خاورمیانه زنده می‌ماند؟

عصرآزادی آنلاین/ سید وحید پیمان

شلیک رگبار موشک‌های بالستیک ایران به سمت شمال اسرائیل، بار دیگر خاورمیانه را در صدر اخبار جهان قرار داد و این منطقه بحران‌زده را به لبه پرتگاهی تازه کشاند. این حمله که در پاسخ به عملیات مرگبار اسرائیل در ضاحیه بیروت انجام شد، پیامی روشن از سوی تهران داشت: موازنه بازدارندگی، علیرغم تمامی فشارهای نظامی و اقتصادی، همچنان خط قرمز تغییرناپذیر ایران است. اما در میان غرش موشک‌ها و دود حاصل از پدافندها، آنچه نگاه تحلیل‌گران را به خود جلب می‌کند، نبض دیپلماسی است که هرچند ضعیف، اما همچنان در پس‌زمینه این درگیری‌های خونین می‌تپد.

بلافاصله پس از این تبادل آتش، اظهارات دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، که از ایران خواست به میز مذاکره بازگردد، نشان داد که واشنگتن—حتی در اوج بحران نظامی—به خوبی می‌داند که راه‌حل نهایی این گره کور، در میدان جنگ رقم نخواهد خورد. دکترین «فشار حداکثری همراه با باز نگه داشتن درِ باغ سبز توافق»، کماکان راهبرد اصلی آمریکا در قبال تهران است. کاخ سفید به خوبی آگاه است که ورود به یک جنگ منطقه‌ای بی‌انتها، هزینه‌ای گزاف و غیرقابل پیش‌بینی برای منافعش در خاورمیانه خواهد داشت؛ به‌ویژه زمانی که تهران صراحتاً پایگاه‌های آمریکایی را اهدافی مشروع در صورت تداوم حمایت از اسرائیل اعلام کرده است.

با این حال، مسیر رسیدن به هرگونه توافق یا آتش‌بس پایدار، با موانعی جدی و سخت روبه‌روست. گره اصلی این کلاف سردرگم، اهرم‌های مالی و شروط سرسختانه دو طرف است. هشدار مقامات دیپلماتیک ایران درباره هرگونه تصرف در دارایی‌های بلوکه‌شده و مشروط کردن مرحله بعدی مذاکرات به آزادسازی این اموال، نشان می‌دهد که تهران حاضر نیست زیر باران موشک و تهدید، دست خالی به پای میز مذاکره برود. از سوی دیگر، تلاش واشنگتن برای استفاده از این دارایی‌ها به عنوان ابزار فشار، این بازی شطرنج سیاسی را به بالاترین سطح از پیچیدگی رسانده است.
در این میان، این سوال کلیدی مطرح می‌شود که آیا اسرائیل و آمریکا قادرند به بهانه این تنش‌ها، کار شبکه‌های منطقه‌ای هم‌پیمان ایران و در رأس آن‌ها حزب‌الله لبنان را برای همیشه یک‌سره کنند؟ پاسخ به این پرسش از منظر واقع‌گرایی سیاسی، منفی است. حزب‌الله لبنان صرفاً یک گروه شبه‌نظامی نیست؛ این جریان عمیقاً در بافت سیاسی، اجتماعی و مذهبی جامعه لبنان ریشه دوانده و بخشی تفکیک‌ناپذیر از ساختار حاکمیتی این کشور است. از این رو، استراتژی واقع‌بینانه‌تر واشنگتن و تل‌آویو نه «نابودی کامل»، بلکه «تضعیف راهبرد‌ی» و عقب راندن این نیروها از مرزهاست؛ هدفی که آن هم در سایه پاسخ‌های مستقیم موشکی ایران، هزینه‌ای بسیار سنگین به همراه دارد.
در نهایت، تحولات اخیر نشان می‌دهد خاورمیانه وارد فاز جدیدی از «تنش کنترل‌شده» شده است؛ جایی که طرفین از ابزار نظامی نه برای شروع یک جنگ تمام‌عیار، بلکه برای تقویت موقعیت چانه‌زنی خود روی میز سیاست استفاده می‌کنند. آتش‌بس در کوتاه‌مدت بسیار شکننده و دور از دسترس به نظر می‌رسد، اما واقعیت موازنه قدرت و وحشت از یک جنگ فراگیر، طرفین را ناگزیر خواهد ساخت که پس از تخلیه بار روانی و نظامی این حملات، بار دیگر به زبان دیپلماسی روی آورند. در انبار باروت خاورمیانه، موشک‌ها شاید مسیر را تعیین کنند، اما این سیاست است که باید راهی برای خروج از بحران بیابد.

ارسال یک پاسخ