"عصرآزادی" زوایای پیدا و پنهان امضای یادداشت تفاهم مشترک بین روسای جمهور ایران و آمریکا را بررسی میکند؛
پیروزی دیپلماتیک ایران در جهان
یک کارشناس حوزه سیاسی میگوید این تفاهمنامه فراتر از روابط ایران و آمریکا، بیانگر اراده مشترک دو طرف برای گفتگو، همکاری و مشارکت در تقویت صلح، ثبات و امنیت منطقهای است
عصرآزادی/ شهرام صادق زاده
کشورهای ایران و آمریکا بامداد روز پنجشنبه ۱۸ ژوئن ۲۰۲۶ تفاهمنامهای را برای پایان دادن به درگیریها و بازگشایی تنگه هرمز بهصورت الکترونیکی و از راه دور امضا کردند تا این توافق در مرحله اجرایی شدن قرار گیرد لذا این توافق، نخستین سند رسمی میان دولتهای تهران و واشنگتن پس از پایان درگیریهای اخیر محسوب میشود و انتظار میرود اجرای آن زمینه را برای کاهش تنشها، بازگشایی کامل مسیرهای کِشتیرانی در خلیج فارس و آغاز مذاکرات سیاسی و هستهای میان دو کشور فراهم کند.
در حقیقت، مسعود پزشکیان و دونالد ترامپ رؤسای جمهور دو کشور جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا شخصاً و بهصورت غیرحضوری این سند را امضا کردهاند و نکته جالب اینجاست که ترامپ هنگام ضیافت شام با امانوئل مکرون رئیسجمهور فرانسه، یک نسخه از این تفاهمنامه را امضا نمود!
گویا قرار بوده مراسم امضای رسمی این توافق روز جمعه در کشور سوئیس برگزار شود اما منابع دیپلماتیک اعلام کردهاند که در روزهای اخیر مذاکراتی برای تسریع در روند امضا و اجرای توافق انجام شده و هدف از این اقدام، بازگشایی هرچه سریعتر تنگه هرمز بوده است؛ موضوعی که دو طرف ایران و آمریکا بر سر آن توافق کامل دارند و میتوان گفت امضای یادداشت تفاهم تاریخی اسلامآباد با میانجیگری کشور پاکستان نشاندهنده تعهد هر دو طرف به حلوفصل دیپلماتیک این مناقشه است که باید پایبندی به آن فراموش نشود…
◾️بخشی از اموال بلوکه شده ایران در مرحله اولیه در دسترس کشورمان قرار میگیرد
بر اساس مفاد یادداشت تفاهم ایران و آمریکا، ایران امتیازات نقدی شامل آزادسازی بخشی از داراییهای بلوکه شده، تعلیق تحریمهای نفتی و دسترسی آزاد به درآمدهای نفتی را دریافت میکند که به گفته آگاهان، یکی از مهمترین قواعد در یادداشت تفاهم ایران و آمریکا، دریافت امتیازهای نقد در مقابل روند مروری باز شدن تنگه هرمز آن هم تحت ترتیبات ایران است.
به موجب این تفاهمنامه، جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا متعهد شدند که به حاکمیت و تمامیت ارضی یکدیگر احترام گذاشته و از مداخله در امور داخلی یکدیگر خودداری کنند؛ تفاهمی که در اصل، خاتمه فوری و دائمی عملیات نظامی را در تمامی جبههها از جمله در لبنان دربرگرفته و تعهد میکنند از این پس هیچ جنگ یا هیچ عملیات نظامی علیه یکدیگر آغاز نکرده و از تهدید یا استفاده از زور علیه یکدیگر خودداری کنند و تمامیت ارضی و حاکمیت لبنان را تضمین نمایند.
در حقیقت، متن تفاهمنامه به شکلی تهیه شده تا هر لحظه که آمریکا از اجرای تعهدات خود سرباز زد، امتیازات نقد غیرقابل بازگشت توسط ایران کسب شده باشد؛ دریافت مبالغ بلوکه شده یکی از آنهاست، به نحوی که ۱۲ میلیارد دلار از اموال بلوکه شده ایران در مرحله اولیه در دسترس کشورمان قرار گیرد زیرا بدون این آزادسازی، مراحل بعدی تفاهم آغاز نخواهد شد و البته ۱۲ میلیارد دلار دیگر نیز در طول مذاکرات و به مرور آزاد خواهد شد.
امتیاز مهم دیگر، رفع تحریم نفتی در طول دوره مذاکراتی است به طوری که آمریکا از لحظه آغاز اجرای تفاهم، تحریمهای نفتی ایران را تعلیق میکند و نفت ایران برای اولین بار در سالهای گذشته بدون هیچگونه تحریمی و به صورت کاملاً آزادانه به هر کشوری که ایران بخواهد فروخته خواهد شد و مبالغ حاصل از آن بدون تحریم در دسترس ایران قرار خواهد گرفت.
البته اجرای تعهدات مربوطه توسط آمریکا با توجه به بدعهدیهای قبلی، میتواند با اختلال مواجه شود که ایران برای ملزم کردن طرف مقابل، کارت تنگه هرمز را در دست خواهد داشت و هر زمان هم طرف مقابل به تعهدات عمل نکند، ایران اجرای تعهدات را متوقف خواهد کرد با این تفاوت که در فرصت اجرای تعهدات، دستاوردهای عینی و ملموس حاصل شده و برداشته شدن محاصره دریایی که منجر به ورود کالاهای مختلف به کشور و خروج نفت خواهد شد نیز در مدت مذاکرات ۶۰ روزه اتفاق خواهد افتاد بنابراین، طبق برخی برآوردها، عدد حاصل از این ۶۰ روز فروش نفت، با حدود قیمت فعلی، تا ۱۰ میلیارد دلار خواهد بود که همانا احتمالاً مجموع عایدی ایران در بازه زمانی ۶۰ روز میتواند تا بیش از ۳۰ میلیارد دلار هم برسد!
◾️تفاهمنامهها با مجموعهای از الزامات عملی، سیاسی و اقتصادی دوام میآورند
روابط دو کشور ایران و امریکا در دهههای گذشته بیش از آنکه بر پایه تفاهم پیش برود، در سایه بیاعتمادی، تنش و رقابت شکل گرفته و به اعتقاد کارشناسان سیاسی، همین سابقه طولانی سبب شده هر نشانهای از کاهش تنش، با حساسیت فراوان دنبال شود لذا در چنین شرایط حساس، هر اقدام تازه برای باز کردن مسیر تعامل، حتی اگر محدود، موقت و محتاطانه باشد هم، شایسته توجه است.
تجربه برجام در این میان همچنان یک مرجع مهم برای تحلیل شرایط امروز به شمار میرود زیرا آن توافق، با همه فراز و فرودهای خود ثابت کرد که حتی پیچیدهترین اختلافها نیز میتواند از مسیر مذاکره وارد مرحله مدیریت شود لذا از این منظر، کسانی که در آن مقطع راه گفتگو را گشودند، نقشی تعیینکننده در شکستن فضای بنبست داشتند و از این حیث باید قدردانشان باشیم.
هرچند برجام در ادامه مسیر خود با موانع جدی مواجه شد و نتوانست به ثبات لازم برسد اما همان تجربه نشان داد که گفتگو – هرچند دشوار – ناممکن نیست. با این حال، تجربه گذشته یک هشدار روشن هم در خود دارد؛ توافقهای سیاسی فقط با امضا زنده نمیمانند، آنچه به هر تفاهمی دوام میبخشد، مجموعهای از الزامات عملی، سیاسی و اقتصادی است لذا اگر این الزامات نادیده گرفته شود حتی امیدبخشترین توافقها نیز ممکن است خیلی زود به سرنوشت طرحهای ناتمام دچار شوند، بر این اساس، توافق تازه را باید در چارچوب یک آغاز محتاطانه دید، نه یک دستاورد نهایی که همانا هر حرکت بزرگ از نقطهای کوچک شروع میشود و مسیر دیپلماسی نیز از این قاعده مستثنی نیست، بنابراین در روزهای نخست، مهمترین ضرورت آن است که از اصل توافق و از تعهدات ناشی از آن صیانت شود تا این روند، پیش از آنکه فرصت حرکت پیدا کند، از نفس نیفتد.
یک کارشناس سیاسی با اشاره به اینکه امضای یادداشت تفاهمنامه میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا توسط روسای جمهور دو کشور، نقطه عطفی در روابط تهران و واشنگتن است گفت: این تفاهمنامه فراتر از روابط ایران و آمریکا، بیانگر اراده مشترک دو طرف برای گفتگو، همکاری و مشارکت در تقویت صلح، ثبات و امنیت منطقهای است و نخستین سند صلح و تفاهم در این سطح میان دو کشور بعد از انقلاب ۱۳۵۷ ایران محسوب میشود.
“سیدحسین موسویان” که جزو دیپلماتهای پیشین کشورمان است افزود: مهمترین اصل این تفاهمنامه، تأکید متقابل بر احترام به حاکمیت ملی، استقلال سیاسی و عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر است؛ اصلی که میتواند مبنای شکلگیری توافقات جامعتر و فصل تازهای از تعاملات دیپلماتیک دو جانبه باشد لذا این تفاهمنامه فراتر از روابط ایران و آمریکا، بیانگر اراده مشترک دو طرف برای گفتگو، همکاری و مشارکت در تقویت صلح، ثبات و امنیت منطقهای است.
وی همچنین به نقش سازنده و تعیینکننده پاکستان، قطر، عربستان سعودی، عمان، ترکیه و مصر در تسهیل این روند، اشاره و تاکید کرد: این نقشآفرینی نمونهای موفق از دیپلماسی منطقهای برای حلوفصل اختلافات و ایجاد زمینه همکاریهای گستردهتر در سطح منطقه و جهان به شمار میرود که باید از عواید آن بهرهمند شویم.
بدین ترتیب و به گفته کارشناسان سیاسی، نباید نقش منافع اقتصادی در تقویت توافقهای دوسویه را نادیده گرفت به طوری که تجربههای جهانی نشان میدهد هرجا همکاری اقتصادی شکل گرفته، احتمال دوام روابط سیاسی نیز افزایش یافته است، به همین دلیل هر اندازه منافع مشترک و ملموستری میان طرفهای ایرانی و آمریکایی ایجاد شود، انگیزه حفظ توافق نیز بیشتر خواهد شد.


