"عصرآزادی" مصائب و مشکلات واگذاری نگین صنعت آذربایجان پس از تجارب نافرجام گذشته را بررسی میکند؛
ماشین سازی، منتظر آینده سازی!
عصرآزادی/ شهرام صادق زاده
کارخانه ماشینسازی تبریز را میتوان نگین و هویت صنعت آذربایجان محسوب کرد که حفظ و تقویت آن برای کارکنان، رسانهها و مردم آذربایجان شرقی به لحاظ اقتصادی و روانی، اهمیت ویژهای دارد چرا که در سالهای اخیر، تصمیمگیران برخی جریانهای خاص نسخه غیرقابل قبولی برای واگذاری آن پیچیدند اما اکنون باید در دقت و حساسیت کامل به آینده آن اندیشید و عجله نکرد که شاید دیگر آخرین آزمون باشد!
شرکت ماشینسازی تبریز با بیش از ۵۰ سال سابقه در زمینه تولید ماشینآلات ابزار و دستگاههای صنعتی در حالی که طرح ایجاد این کارخانه مادر بر اساس موافقتنامه همکاریهای فنی و اقتصادی دولت های ایران و چکسلواکی سابق با هدف تولید انواع ماشین افزارهای صنعتی در سال ۱۳۵۱ به بهره برداری رسید اما امروزه با توجه به تغییرات متعدد مدیریتی و بیتدبیریها حال و روز خوشی ندارد و آذربایجانیها از این بابت بسیار نگرانند.
گروه صنعتی ماشینسازی تبریز بار دیگر بر سر دو راهی ایستاده است؛ کارخانهای عظیم که قرار بود موتور محرکه صنعت ما باشد پس از سالها واگذاریهای نافرجام، تغییرات مدیریتی و انباشت مشکلات مالی، حالا دوباره در آستانه واگذاری قرار گرفته، اما این بار سؤال اصلی نه اینکه خریدار چه کسی است بلکه سوال این است که چه کسی میتواند ماشینسازی را دوباره بسازد؟!
شنیدههای خبرنگاران حاکی از آن است که کارکنان متعهد ماشینسازی پیشنهاد دادهاند که اگر دولت چهاردهم اصرار به واگذاری دارد در جهت رعایت اهلیت، این مجموعه مادر به تعاونی کارکنان و بازنشستگان خانواده بزرگ ماشینسازی واگذار شود و البته برای رفع مشکلات مالی و نجات آن از ورشکستگی نیز، نسخه عملی ارائه گردد تا دچار مسمومیت برخی جریانهای سوءاستفادهکننده نشود…
◾️هنوز زخم تجربههای نافرجام گذشته ماشینسازی التیام نیافته است!
کارخانه ماشینسازی تبریز فقط چند سوله و خط تولید نیست؛ بخشی از حافظه صنعتی منطقه شمالغرب کشور است؛ نامی که روزگاری نماد قدرت مهندسی این دیار بود و چرخ قدرتمند صنعت آذربایجان را به حرکت درمیآورد، اما امروز خودش گرفتار چرخهای از بیثباتی، زیان، فرسودگی و تصمیمهای مدیریتی شده و متاسفانه کارخانهای که قرار بود سازنده ماشینهای صنعتی کشور باشد، حالا در برابر یک پرسش بزرگ ایستاده است: چه آیندهای برای این شرکت صنعتی معظم رقم خواهد خورد؟!
در حقیقت، ماشینسازی تبریز سالهاست میان واگذاری و بازگشت، تغییر مدیریت و بلاتکلیفی، بدهی و وعده احیا دستبهدست شده است اما هر بار به جای آنکه راهی برای بازگشت به روزهای اوج پیدا کند، فصل تازهای از بحران برایش نوشته شده و حالا بار دیگر زمزمه واگذاری به گوش میرسد؛ آن هم در شرایطی که هنوز زخم تجربههای نافرجام گذشته التیام نیافته است.
معاون سازمان خصوصیسازی کشور معتقد است: این بار قرار نیست ماشینسازی تبریز به قطعات مختلف تقسیم و زمین و داراییهای آن جداگانه واگذار شود بلکه کل مجموعه در قالب یک بسته و به خریداری سپرده خواهد شد که تعهد احیای شرکت و اجرای برنامههای تعیینشده را بپذیرد.
“مهدی نوروزیان” با تأکید بر اینکه ماشینسازی همچنان از داراییهای ثابت قابل توجه، ظرفیتهای فناورانه و یک برند شناختهشده برخوردار است افزود: بخشی از فناوری موجود به حدود ۴ دهه قبل بازمیگردد؛ با این حال، برند ماشینسازی هنوز زنده است و میتوان آن را دوباره به جایگاه گذشته بازگرداند اما یک خط قرمز وجود دارد؛ تجربه تلخ گذشته نباید تکرار شود لذا، مدل واگذاری این بار تعهدی طراحی شده است که خریدار را تنها مالک نمیکند بلکه او را در برابر احیای مجموعه مسئول و متعهد نگه میدارد.
با این حال، کارشناسان حوزه صنعت هشدار میدهند که تعهد بر روی کاغذ تا چه اندازه میتواند تضمینکننده احیای یک صنعت مادر باشد؟ به طوری که گویا ۵ متقاضی تاکنون برای خرید این شرکت مراجعه کردهاند و حال، آزمون اصلی، انتخاب خریداری است که نه فقط توان پرداخت قیمت معامله، بلکه توان، اراده و سرمایه لازم برای بازگرداندن ماشینسازی به مدار تولید را داشته باشد زیرا ماشینسازی به خریدار صنعتگر نیاز دارد.
◾️متقاضیان دارای اهلیت باید سرمایه کافی هم در اختیار داشته باشند
متاسفانه تاکنون سه بار برای خصوصیسازی مجموعه صنعتی ماشینسازی به شکل ناصحیح تلاشهایی صورت گرفته که با درایت افکار عمومی، رسانهها، کارکنان این کارخانه ناکام مانده است و حال، برخی از کارشناسان اقتصادی اعتقاد دارند که خریداران دارای رانت این مجموعه در گذشته، نه به دنبال تولید، بلکه به دنبال مفتبری و منفعتطلبی از زمینهای باارزش منطقه شاهگولی بودند و قصد نابودی برند صنعت آذربایجان را داشتند و دقیقاً به همین خاطر است که آذربایجانیها این بار، از دولت چهاردهم و شخص رئیسجمهور مسعود پزشکیان که بیش از هر شخص دیگری بر اهمیت این مجموعه برای مردم این خطه اشراف دارد، انتظار دارند از واگذاری هویت صنعت آذربایجان خودداری کند.
رئیس سازمان مدیریت و برنامهریزی آذربایجان شرقی در این باره معتقد است: باید ابتدا مسائل واقعی و گلوگاههای گروه صنعتی ماشینسازی شناسایی و سپس برای رفع آنها تصمیمگیری شود، چراکه ممکن است آدرس غلط به تصمیمگیران داده شود، در حالی که با حل چند مسئله اساسی، امکان بازگشت کارخانه به چرخه فعالیت وجود داشته باشد.
“حیدر فتحزاده” با تأکید بر ضرورت سادهسازی فرآیند تصمیمگیری درباره ماشینسازی تبریز افزود: نباید با پیچیده کردن موضوع، از مسئله اصلی فاصله بگیریم زیرا فناوری، بازار و مشتریان این مجموعه نسبت به گذشته تغییر کردهاند و نمیتوان با نگاه تاریخی به ماشینسازی، برای آینده آن تصمیم گرفت بنابراین باید بر اساس دادههای واقعی و وضعیت امروز شرکت بررسی شود، نه صرفاً بر مبنای سابقه و تصویری که از این مجموعه در گذشته وجود داشته است!
رئیس کمیسیون صنایع و انرژی اتاق بازرگانی تبریز نیز با تأکید بر ضرورت واگذاری ماشینسازی تبریز به فرد یا مجموعه دارای اهلیت تخصصی و توان مالی گفت: ممکن است یک متقاضی از نظر تخصص و اهلیت شرایط لازم را داشته باشد اما منابع مالی کافی برای نوسازی و احیای مجموعه را نداشته باشد، از این رو به دنبال شکلگیری تیمی متشکل از افراد دارای اهلیت و سرمایه کافی برای ورود به این واگذاری هستیم.
“یونس اکبرپور پایدار” در خصوص روند واگذاری ماشینسازی تبریز اظهار کرد: در مذاکراتی که با مسئولان مربوطه داشتهایم، تأکید ما بر این بوده که واگذاری ماشینسازی باید به فرد یا مجموعهای انجام شود که علاوه بر اهلیت لازم، توان مالی کافی برای سرمایهگذاری و نوسازی این مجموعه را نیز داشته باشد.
با این اوصاف، نباید از اظهارات مدیرعامل گروه صنعتی ماشینسازی تبریز به سادگی گذشت؛ “اصغر نورآیین” از مشکلاتی سخن میگوید که طی سالهای گذشته بر پیکره این مجموعه انباشته شده است؛ از بازنشستگی نیروهای قدیمی و کاهش نیروی فنی و متخصص گرفته تا بدهیهای انباشته و مشکلاتی که فعالیت شرکت را تحت تأثیر قرار داده است و اینکه در سالهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۲ توانسته بود مشکلات خود را تا حد زیادی کنترل کرده و حتی به سودآوری برسد اما گویا با تغییر دولت، قسمتی از مشکلات دوباره بازگشت و شرایط جنگی اسفند ۱۴۰۴ و فروردین ۱۴۰۵ نیز فعالیت این مجموعه را با وقفه مواجه کرد.
بدین ترتیب باید گفت ماشینسازی تبریز سرمایهای نیست که بتوان ارزش آن را فقط روی ترازنامه و بر اساس قیمت زمین و ماشینآلات محاسبه کرد بلکه پشت این نام، دههها دانش فنی، تجربه مهندسی، نیروی متخصص و ظرفیتی قرار دارد که ساختن دوباره آن شاید سالها زمان و میلیاردها تومان هزینه بخواهد لذا مسئله امروز فقط انتخاب یک مالک جدید نیست، نگرانی اصلی جامعه کارگری و رسانهای منطقه آذربایجان، آینده صنعتی این گروه صنعتی بااصالت است که اگر بار دیگر قربانی تصمیمهای کوتاهمدت، مدیریت بیثبات و واگذاری بدون اهلیت شود، شاید تبریز و آذربایجان چیزی فراتر از یک کارخانه نوستالژیک سالهای خاطرهانگیز را از دست بدهند و آن زمان، شاید دیگر کاری از دست هیچکس برنیاید!


