عصرآزادی آنلاین/ مریم خدابخش
نمیدانم چه بنویسم و از چه تیتری شروع کنم؛ آیا باید از احمقپنداری در پوشش شفافسازی گفت، یا از طرحی نو در مسیرِ واقعیت؟!، یا در جستوجوی شفافیت؛ آنهم وقتیکه واژهها در برابر واقعیت کم میآورند!.
حقیقت این است که وقتی میانِ واقعیتِ تلخ و تظاهرِ شیرین، فاصلهای از زمین تا آسمان فاصله میافتد، کلمات نیز در برابرِ عظمتِ این شکاف، ناتوان میمانند.
در نشست خبری اخیر مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی، با وجود سپاس از سعهصدر ایشان، اما پاسخ به پرسشهای بنیادین، در میانِ همان دیوارهای مهآلودِ گذشته گم شد. من، که سالها در میدان رسانه ایستادهام و شاهدِ گذشتنِ دورانهای انحصارطلبی و تصمیماتِ غیراساسنامهای بودهام، در این نشست نیز، چیزی جز تکرارِ تاریخ ندیدم. خاطراتِ سالها پیش، زمانی که خانه مطبوعات تحت سلطه گروههایی بود که با جامه قانون، تصمیماتِ سلیقهای میگرفتند، دوباره در ذهنم جان گرفت. عجیب است که چگونه همان الگوها، با چهرههایی جدید، دوباره در ویترینِ «شفافسازی» ظاهر شدهاند. گویا اینبارنیز، چرخش تکراری و گردان این روند، سبکی دیگر از مدیریت را در لایههای عمیقی از اندیشه کاوشگر و در جستوجوی حقیقتم طراحی کرد و در میانه تظاهر، محو ساخت و چهره مبهمی از واکاوی نشست خبری مدیرکل فرهنگ و ارشاد در سایه چالشهای خانه مطبوعات آذربایجانشرقی را در میان واژگان در حال نگارشم، ترسیم نمود.
اما با تمام اینها، ایمان دارم که تقارنِ زمانیِ هستی، بیاشتباه و بدون خطاست. اگر امروز شاهدِ تکرارِ این الگوها هستیم، شاید این برای آن باشد که نشان دهد مسیرِ تغییر، از کجا باید آغاز شود.
