نگاهی بر ششمین جشنواره سراسری موسیقی موغام؛

از تبریز برای ایران؛ وقتی موغام روایت ایستادگی می‌شود

عصرآزادی‌آنلاین: گاهی یک جشنواره موسیقی، پیش از آنکه با نخستین ساز و آواز آغاز شود، معنای خود را پیدا می‌کند؛ در لحظه‌ای که پرچم ایران بر فراز صحنه قرار می‌گیرد، سرود ملی در سالن می‌پیچد و کودکانی که برای شنیدن و آموختن موسیقی آمده‌اند، در کنار خانواده‌های شهدا می‌نشینند.
در ششمین جشنواره سراسری موسیقی مقامی آذربایجان «موغام»، نخستین نغمه هنوز نواخته نشده بود که روایت اصلی خود را آغاز کرد؛ روایتی از ایران، از تبریز، از حافظه جمعی و از نسلی که قرار است میراث فرهنگی این سرزمین را با خود به آینده ببرد.
شعار این دوره، «ایران نغمه‌سین اوخویان، تبریزدیر» نیز همین نگاه را صورت‌بندی می‌کند؛ تبریز در این روایت، تنها میزبان یک رویداد موسیقایی نیست، بلکه خود را در جایگاه شهری معرفی می‌کند که نغمه آذربایجان را به گفت‌وگویی بزرگ‌تر با ایران پیوند می‌دهد. برگزارکنندگان نیز این شعار را در پیوند با همبستگی ملی و همراهی هنر با مردم تعریف کرده‌اند.

* وقتی صحنه، تصویر ایران می‌شود

افتتاحیه موغام امسال بیش از آنکه صرفاً آغاز یک برنامه هنری باشد، صحنه‌ای از کنار هم قرار گرفتن چند نسل و چند روایت بود؛ هنرمندان، کودکان، خانواده‌ها و خانواده‌ معظم شهدا در یک قاب قرار گرفتند و نشانه‌های میهن در سراسر فضای مراسم دیده شد.
پرچم ایران در دست کودکان و هنرمندان بود و تصاویر شهدا در کنار سازهایی قرار گرفت که قرار بود طی روزهای جشنواره به صدا درآیند. این هم‌نشینی، موسیقی را از یک اجرای صرف جدا می‌کرد و آن را به بخشی از حافظه فرهنگی روزهای معاصر ایران پیوند می‌زد.
در این میان، حضور کودکان معنای دیگری داشت. جشنواره‌ای که قرار است میراث موسیقایی را به نسل بعد منتقل کند، این‌بار کودکان را نه در حاشیه، بلکه در مرکز تصویر خود قرار داده بود؛ نسلی که هم مخاطب فرهنگ است و هم حامل آینده آن.

* از میناب تا تبریز؛ جای خالی کودکانی که باید در مدرسه می‌بودند

همزمانی برگزاری جشنواره با روزهای آغاز سال تحصیلی، یکی از متفاوت‌ترین قاب‌های افتتاحیه را رقم زد.
نماهنگی از شهدای دانش‌آموز میناب و کودکان مدرسه «شجره طیبه» و دانش آموزان شهید کشور و استان در سالن پخش شد؛ تصاویری از دانش‌آموزانی که جای آنها امروز باید پشت نیمکت مدرسه، در حیاط کلاس و در میان همکلاسی‌هایشان می‌بود.
یاد این کودکان در تبریز به یاد شهدای دانش‌آموز سراسر ایران و دانش‌آموزان شهید این شهر پیوند خورد. حضور پدر شهید ندا امینی‌آذر، معلم شهید تبریزی، نیز این روایت را از تصویرهای روی پرده به یک حضور انسانی در سالن آورد.
کودکان تبریزی با روشن کردن شمع، به شهدای دانش‌آموز و معلم ادای احترام کردند و برای دقایقی فضای سالن از هیاهوی یک جشنواره فاصله گرفت؛ سکوتی کوتاه که جای خالی کودکانی را یادآوری می‌کرد که سال تحصیلی تازه را ندیدند.
پدر شهیده ندا امینی‌آذر نیز با گرامیداشت شهدای اخیر، از جای خالی فرزندان و جوانانی گفت که برای دفاع از کشور جان خود را از دست داده‌اند و بر ضرورت زنده نگه داشتن یاد آنان و پایبندی نسل امروز به میراث برجای‌مانده از شهدا تأکید کرد.

* مقاومت، وقتی از زبان هنر شنیده می‌شود

در ششمین موغام، مفهوم مقاومت فقط در تصاویر و نمادها باقی نماند؛ بخشی از آن در نگاه برگزارکنندگان به نقش هنر نیز بازتاب یافت.
امیر نصیربیگی، رئیس سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری تبریز به عنوان برگزارکننده برنامه، جشنواره را بستری برای همراهی هنرمندان با مردم ایران و تقویت همبستگی ملی دانسته است. غلامرضا میرزازاده، دبیر جشنواره نیز شعار «تبریز برای ایران می‌خواند» را بیانگر نقش فرهنگ و هنر در همراهی با مردم و تقویت همبستگی ملی در شرایط دشوار توصیف کرده است.
این نگاه، در خود صحنه نیز قابل مشاهده بود؛ جایی که یک ساز سنتی در کنار پرچم ایران قرار می‌گرفت، کودکی شمعی در دست داشت و تصویر شهدا در کنار هنرمندانی دیده می‌شد که قرار بود از میراث موسیقایی این سرزمین بخوانند.
در چنین قاب‌هایی، مقاومت نه یک موضوع جدا از فرهنگ، بلکه بخشی از روایت جامعه‌ای است که تلاش می‌کند خاطره، هویت و زندگی فرهنگی خود را در روزهای دشوار حفظ کند.

* تبریز؛ جایی که صداهای ایران به هم می‌رسند

موغام از ابتدا به موسیقی مقامی آذربایجان متکی است، اما گستره حضور هنرمندان در این دوره، مرزهای جغرافیایی آن را بسیار فراتر برده است.
۳۷۴ اثر به دبیرخانه ششمین جشنواره ارسال شده و هنرمندانی از استان‌هایی چون خراسان، فارس، گلستان، البرز، تهران، اردبیل، زنجان، آذربایجان غربی و همدان در آن حضور دارند. آثار در بخش‌های خوانندگی و نوازندگی و در سه گروه سنی بررسی شده‌اند.
این گستره جغرافیایی، معنای دیگری به شعار جشنواره می‌دهد. صداها از نقاط مختلف ایران به تبریز آمده‌اند؛ هرکدام با پیشینه، لهجه، تجربه و روایت فرهنگی خود. قرار گرفتن این صداها کنار یکدیگر، تصویری از ایران می‌سازد که وحدت آن در یکسان بودن صداها نیست، بلکه در امکان هم‌نشینی صداهای متفاوت است.
از همین منظر، موغام را می‌توان نقطه تلاقی فرهنگ آذربایجان با گستره‌ای از میراث موسیقایی ایران دانست؛ جایی که تبریز میزبان نغمه‌هایی می‌شود که هرکدام بخشی از یک جغرافیای بزرگ‌تر فرهنگی را با خود آورده‌اند.

* نسلی که قرار است این نغمه را ادامه دهد

شاید مهم‌ترین مخاطبان این جشنواره همان کودکانی باشند که کنار صحنه نشسته‌اند و با چشم‌هایشان سازها، استادان و اجراها را دنبال می‌کنند.
موغام برای آنان تنها بازخوانی یک میراث قدیمی نیست. آنچه در این روزها می‌بینند، ترکیبی از موسیقی، هویت، خاطره و تجربه اجتماعی یک نسل است؛ تصویری که می‌تواند به آنها بگوید میراث فرهنگی فقط چیزی نیست که از گذشته به ارث می‌رسد، بلکه چیزی است که هر نسل باید آن را دوباره زندگی کند.
حضور پررنگ نسل‌های تازه در این دوره نیز با ساختار جشنواره همخوان است؛ سه گروه سنی در بخش‌های خوانندگی و نوازندگی به رقابت می‌پردازند و استعدادهایی از نقاط مختلف کشور فرصت حضور در مرحله نهایی را پیدا کرده‌اند.

* موغام؛ از میراث موسیقایی تا ثبت علمی

تفاوت این دوره تنها به گستره حضور هنرمندان محدود نمی‌شود. ششمین جشنواره برای نخستین‌بار بخش علمی و پژوهشی را نیز در ساختار خود قرار داده است؛ اتفاقی که موسیقی را از صحنه اجرا به حوزه مطالعه، تحلیل و ثبت دانش مرتبط با آن می‌برد.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، ۳۵ مقاله علمی‌پژوهشی به دبیرخانه رسیده و ۲۵ اثر برای انتشار در قالب کتاب مقالات جشنواره انتخاب شده‌اند.
این بخش، اهمیت دیگری نیز دارد؛ میراث فرهنگی زمانی می‌تواند در حافظه جمعی ماندگار شود که تنها شنیده نشود، بلکه ثبت، بررسی و درباره آن گفت‌وگو شود. از این منظر، موغام امسال همزمان دو مسیر را دنبال می‌کند؛ مسیر صحنه و مسیر ثبت و اندیشه.

* نغمه‌ای که از تبریز عبور می‌کند

ششمین جشنواره سراسری موسیقی مقامی آذربایجان «موغام» از پنجم تا هشتم مهرماه میزبان هزاران هنرمند و شهروند فرهنگ دوست بود.
با این حال، آنچه این دوره را از یک جدول اجرا و مجموعه‌ای از رقابت‌های موسیقایی فراتر می‌برد، روایتی است که از همان آغاز در کنار موسیقی شکل گرفته است: پرچمی که در سالن برافراشته شد، سرودی که همه را به احترام ایران از جا بلند کرد، کودکانی که شمع روشن کردند، خانواده‌هایی که یاد شهیدانشان را با خود آوردند و هنرمندانی که سازهایشان را در چنین فضایی کوک کردند.
«ایران نغمه‌سین اوخویان، تبریز دیر» در این معنا فقط یک شعار نیست؛ صورت فشرده روایتی است که ششمین موغام می‌کوشد از تبریز به گوش ایران برساند.
نغمه‌ای که از آذربایجان برمی‌خیزد، در میان صداهای گوناگون این سرزمین ادامه پیدا می‌کند؛ از خاطره شهیدان عبور می‌کند، به دست نسل تازه می‌رسد و در سازها و آوازهایی که هنوز راهی طولانی پیش رو دارند، آینده خود را جست‌وجو می‌کند.

ارسال یک پاسخ