مقایسه؛ آسیبی پنهان به عزتنفس و اعتمادبهنفس کودکان
عصر آزادی آنلاین/ لاله فرید – روانشناسِ بالینی – مدیر داخلی مرکز مشاوره امروزِ مَن در تبریز – مدیر دپارتمان، اُتیسم، سندرم داون و کودکان خاص
یکی از رفتارهای رایج در تربیت فرزندان، مقایسه کردن آنها با سایر کودکان است؛ رفتاری که گاهی با نیت ایجاد انگیزه، تشویق به پیشرفت یا اصلاح رفتار کودک انجام میشود، اما والدین کمتر به پیامدهای روانشناختی آن توجه میکنند. جملاتی مانند «ببین دوستت چقدر خوب درس میخواند»، «چرا مثل خواهرت منظم نیستی؟» یا «بچههای همسن تو خیلی مستقلتر هستند» ممکن است برای والدین ساده و انگیزهبخش به نظر برسند، اما کودک ممکن است از شنیدن آنها چنین برداشت کند که به اندازه کافی خوب نیست و برای مورد تأیید قرار گرفتن باید شبیه دیگران باشد.
واقعیت این است که هر کودک با مجموعهای از ویژگیهای منحصربهفرد رشد میکند. کودکان از نظر تواناییهای شناختی، سرعت یادگیری، مهارتهای ارتباطی، ویژگیهای هیجانی، علایق و استعدادها با یکدیگر تفاوت دارند. ممکن است کودکی در مهارتهای کلامی توانمند باشد، اما در مهارتهای حرکتی به زمان و تمرین بیشتری نیاز داشته باشد. این تفاوتها نه نشانه برتری یک کودک بر دیگری هستند و نه به معنای ضعف او؛ بلکه بخشی طبیعی از تفاوتهای فردی انسانها محسوب میشوند.
مقایسه مداوم میتواند بهتدریج احساس ناکافی بودن را در کودک تقویت کند. کودکی که مرتب با خواهر، برادر یا دوستانش مقایسه میشود، ممکن است بهجای شناخت تواناییهای خود، تمام توجهش را به نقاط قوت دیگران معطوف کند. در چنین شرایطی، برخی کودکان اعتمادبهنفس خود را از دست میدهند، از تجربه فعالیتهای جدید میترسند و به دلیل نگرانی از شکست، کمتر برای انجام کارهای تازه پیشقدم میشوند. همچنین مقایسه میتواند زمینهساز حسادت، رقابت ناسالم و تضعیف رابطه عاطفی میان خواهر و برادرها شود.
نکته مهم این است که کودک نیاز دارد احساس کند بدون توجه به نمرات، موفقیتها و عملکردش، ارزشمند و دوستداشتنی است. زمانی که تأیید والدین بیش از اندازه به موفقیت و عملکرد کودک وابسته باشد، ممکن است این تصور در او شکل بگیرد که برای پذیرفته شدن باید همیشه بهترین باشد. چنین نگرشی میتواند زمینهساز اضطراب، ترس از اشتباه کردن و کمالگرایی ناسالم شود.
اما چگونه میتوانیم کودک را به پیشرفت تشویق کنیم، بدون آنکه او را با دیگران مقایسه کنیم؟ یکی از بهترین روشها این است که عملکرد امروز کودک را با گذشته خودش مقایسه کنیم. بهجای اینکه بگوییم «چرا مثل دوستت خوب نقاشی نمیکنی؟» بگوییم «نسبت به دفعه قبل جزئیات بیشتری در نقاشیات به کار بردهای». بهجای تأکید صرف بر نتیجه، تلاش، پشتکار و پیشرفت کودک را ببینیم و به او فرصت دهیم متناسب با تواناییها و شرایط خودش رشد کند.
در نهایت باید پذیرفت که هدف تربیت، ساختن کودکانی شبیه به یکدیگر نیست؛ بلکه کمک به رشد کودکانی است که خودشان را میشناسند، تواناییهایشان را باور دارند و میتوانند مسیر رشد مخصوص به خود را طی کنند. ما قرار نیست همه کودکان را با یک سرعت و به یک نقطه برسانیم. هر کودک دنیای متفاوتی از استعدادها، نیازها و تواناییها دارد و وظیفه ما این است که فرصت شکوفایی این تواناییها را برای او فراهم کنیم.
فراموش نکنیم؛ کودک ما قرار نیست از دیگران بهتر باشد، کافی است فرصت داشته باشد هر روز نسبت به دیروز خودش رشد کند.
