عصرآزادی آنلاین/ سرویس فرهنگی – علیرضا نیاکان:
عمارت تُرسه میزبان یک پنل علمی تخصصی و کمنظیر بود که به تحلیل و بررسی لایههای پنهان مجموعهی جواهرات «مسافران طبیعت» اختصاص داشت.
در این نشست که با دبیری علمی دکتر میثم یزدی برگزار شد، دو تن از اساتید برجستهی دانشگاهی، دکتر شهریار شفیعی، متخصص برندسازی و رئیس هیات علمی آکادمی برند ایران و دکتر حمیدرضا شعیری، استاد تمام دانشگاه، نشانهشناس و نظریهپرداز برجسته، به تحلیل ابعاد اقتصادی، فرهنگی و معناشناختی آثار محمدرضا محمودی، هنرمند و بنیانگذار تُرسه، پرداختند.
این رویداد، هنر فاخر جواهرسازی را از قید ارزشگذاری مادی صرف رها کرد و آن را به عنوان یک پدیدهی فرهنگی قابل تأمل، در معرض گفت و گوی آکادمیک قرار داد. این پنل علمی که در ادامهی رونمایی از مجموعهی «مسافران طبیعت» برگزار شد، فرصتی برای تعمق در فلسفهی وجودی برند تُرسه و رویکرد منحصربهفرد آن در تلفیق هنر، فرهنگ و صنعت بود. نگاهی از منظر برندسازی فرهنگی:
تحلیل دکتر شهریار شفیعی
دکتر شهریار شفیعی، که به عنوان یکی از پیشگامان حوزهی برندینگ در ایران شناخته میشود، تحلیل خود را با ستایش از رویکرد تُرسه آغاز کرد. او این برند را یک نمونهی نادر و موفق در اکوسیستم هنر و صنعت ایران توصیف کرد که توانسته است یک چرخهی کامل و ارزشمند را به سرانجام برساند. به گفتهی دکتر شفیعی: «کاری که تُرسه کرده، یک مدل قابل توصیه است. آنها به گذشته، فرهنگ و سنت رجوع کرده، یک داشتهی ارجمند و زیبا را استخراج نموده، آن را بازتعریف و سپس بازتولید کردهاند و در نهایت، به تجاریسازی و برندسازی آن پرداختهاند.»
او این رویکرد را در تضاد با دو جریان غالب دیگر قرار داد: هنرمندانی که آثاری فاخر خلق میکنند اما در «دنیای هنر» باقی میمانند و به یک برند صنعتی تبدیل نمیشوند، و از سوی دیگر، صنعت طلا و جواهری که اغلب درگیر ارزشگذاری بر اساس وزن و اجرت ساخت باقی مانده است. دکتر شفیعی تأکید کرد: «در صنعت طلا، اغلب مشتریان به دنبال اجرت کمتر هستند تا طلای بیشتری برای حفظ سرمایه بخرند. اما تُرسه این معادله را بر هم زده است. مخاطب تُرسه درک میکند که این فقط یک تکه طلا نیست که بخواهد آن را کیلویی بسنجد. اینجا یک دیزاین، یک مفهوم، یک تاریخ و یک داستان وجود دارد که مخاطب برای آن ارزش قائل است و حاضر است برای آن پیشپرداخت کند.»
به باور این استاد دانشگاه، اتصال موفقیتآمیز فرهنگ و هنر به اقتصاد، بزرگترین دستاورد تُرسه است که هنر را از نیاز به حمایتهای دولتی و سوبسید برای «زنده ماندن» بینیاز میکند.
او با حسرتی آشکار افزود: «کاش مانند تُرسه بیشتر داشتیم. من هرچقدر فکر میکنم، غیر از تُرسه کسی را به یاد نمیآورم که این مسیر را با این موفقیت طی کرده باشد.» در پایان این بخش، دکتر میثم یزدی اعلام کرد که این جلسه، سرآغاز تأسیس «مدرسه عالی تُرسه» خواهد بود که با همکاری اساتید برجسته، به توسعهی ظرفیتهای استفاده از نشانگان ایرانی و آموزش برندینگ در حوزهی هنرهای فاخر و لوکس خواهد پرداخت.
رمزگشایی از نشانهها؛تحلیل دکتر حمیدرضا شعیری
دکتر حمیدرضا شعیری، استاد تمام دانشگاه تربیت مدرس و از سرآمدان حوزهی نشانه-معناشناسی، بحث خود را با طرح یک پرسش فلسفی آغاز کرد: چه اتفاقی برای یک پروانه میافتد وقتی از طبیعت جدا و به یک شیء زینتی تبدیل میشود؟ او با اشاره به نظریهای از داوینچی در مورد مجسمهسازی گفت: «اشیاء در ذات خود چیزی از هستی را به امانت با خود حمل میکنند.» پروانه در طبیعت، حامل مفاهیمی چون لطافت، دگرگونی و زندگی است.
دکتر شعیری این پرسش را مطرح کرد که آیا تبدیل پروانه به جواهر، نوعی «انجماد» یا «مرگ» است؟ او در پاسخ، نظریهی «گذار از طبیعت به فرهنگ» را ارائه داد: «پروانههای آقای محمودی، مرگ را تجربه نکردهاند، بلکه از مسیر طبیعت به مسیر فرهنگ حرکت کردهاند. همانطور که ما یک جنگل وحشی را به یک پارک زیبا (طبیعتِ فرهنگزده) تبدیل میکنیم، این پروانهها نیز از طبیعت گرفته شده و در یک ساختار فرهنگی منسجم، دارای معنای جدیدی شدهاند».
از دیدگاه این نشانهشناس، این «استحاله» یا دگردیسی، نه تنها به معنای مرگ پروانه نیست، بلکه نوعی «زایش مجدد» است. پروانهی تُرسه، دیگر آن موجود لطیف و فانی در طبیعت نیست؛ بلکه به یک نشانهی فرهنگی تبدیل شده که مفاهیمی چون زیبایی ابدی، هنرِ بقا و اهمیت توجه به محیط زیست را در خود حمل میکند. این انجماد هنری، در واقع پروانه را از خطر نابودی واقعی در طبیعت نجات داده و به آن حیاتی جاودانه در قلمرو فرهنگ بخشیده است.
این تحلیل، عمق مفهومی آثار را به نمایش گذاشت و نشان داد که چگونه یک شیء زیبا میتواند به بستری برای انتقال پیامهای پیچیده و فلسفی تبدیل شود. پنل علمی «مسافران طبیعت» نشان داد که یک اثر هنری فاخر، زمانی به اوج ارزش خود میرسد که بتواند گفتمانی فراتر از ارزش مادی خود ایجاد کند.
تحلیلهای دکتر شفیعی و دکتر شعیری از دو منظر متفاوت، یک حقیقت واحد را آشکار ساخت: تُرسه تنها جواهر نمیسازد، بلکه «معنا» تولید میکند. این برند با موفقیت، مدلی را پیادهسازی کرده که در آن، فرهنگ به اقتصاد معنا میبخشد و اقتصاد، به فرهنگ اجازهی بقا و رشد میدهد.
این رویداد، گامی مهم در جهت ارتقای سطح گفتمان در باب هنر و صنعت در ایران بود و اهمیت روایتگری و عمق اندیشه در خلق یک برند پایدار را به همگان یادآوری کرد.