عصرآزادی آنلاین/ بهارک پوراکبریان نیاز – مدرس دانشگاه – روان شناس تربیتی – مدیر دپارتمان بارداری، خانواده و فرزند پروری در مرکز مشاوره امروزِ من در تبریز
چگونه نااطمینانیهای امروز، رؤیاهای فردای کودکان را تحتتأثیر قرار میدهد؟
«بزرگ که شدی میخواهی چهکاره شوی؟»
سالهاست این سؤال یکی از پرسشهای آشنای دوران کودکی است؛ سؤالی که معمولاً با پاسخهایی مثل پزشک، معلم، خلبان، فوتبالیست یا هنرمند همراه میشود. اما شاید امروز بد نباشد وقتی کودکی در پاسخ مکث میکند و میگوید «نمیدانم»، کمی بیشتر به این «نمیدانم» فکر کنیم.
این پاسخ همیشه به معنای بیعلاقگی یا نداشتن هدف نیست. گاهی کودک در محیطی رشد میکند که خودِ بزرگسالان نیز تصویر روشنی از فردا ندارند. وقتی زندگی با اخبار نگرانکننده، تغییرات مداوم، نگرانیهای اقتصادی، ترس از اتفاقات پیشبینینشده و پرسشهای بیپاسخ درباره آینده همراه است، طبیعی است که این ابهام فقط در ذهن بزرگسال باقی نماند و به دنیای ذهنی کودک نیز راه پیدا کند.
کودکان بسیاری از نگرانیهای خود را از توضیحات مستقیم ما نمیآموزند؛ آنها حالِ ما را میبینند و از آن معنا میسازند.
وقتی کودک بارها میشنود «فعلاً معلوم نیست چه میشود»، «نمیشود برای آینده برنامهریزی کرد» یا نگرانی را در چهره و رفتار والدین مشاهده میکند، ممکن است بهتدریج آینده را نه بهعنوان فضایی برای کشف و ساختن، بلکه بهعنوان چیزی مبهم و خارج از کنترل تجربه کند.
آینده فقط یک تاریخ دور نیست
در روانشناسی تربیتی، مفهومی به نام (جهتگیری به آینده ) وجود دارد؛ یعنی توانایی فرد برای اینکه آینده را تصور کند، برای آن هدف داشته باشد، مسیر رسیدن به هدف را ببیند و باور کند که انتخابهای امروز او میتواند بر فردای او اثر بگذارد.
این توانایی بهویژه در سالهای نوجوانی اهمیت پیدا میکند؛ زیرا نوجوان کمکم از «اینجا و اکنون» فاصله میگیرد و شروع به ساختن تصویری از فردای خود میکند.
اما برای ساختن آینده، فقط رؤیا لازم نیست؛ احساس امکانپذیری هم لازم است.
نوجوان باید تا حدی باور داشته باشد که تلاش امروز میتواند نتیجهای در آینده داشته باشد. اگر آینده بیش از اندازه غیرقابل پیشبینی به نظر برسد، ممکن است افق زمانی ذهن نیز کوتاه شود؛ یعنی به جای برنامهریزی برای ماهها و سالهای آینده، ذهن فقط درگیر این سؤال باشد که «فردا چه میشود؟»
اینجاست که یک مسئله اجتماعی، به مسئلهای تربیتی تبدیل میشود.
قرار نیست واقعیت را از کودکان پنهان کنیم
در مواجهه با شرایط دشوار، گاهی والدین برای محافظت از کودک به سراغ اطمینانبخشی افراطی میروند:
«نگران نباش، هیچ اتفاقی نمیافتد.»
اما کودک خیلی زود متوجه میشود که واقعیت همیشه با این جمله هماهنگ نیست. از سوی دیگر، قرار نیست تمام نگرانیهای بزرگسالان نیز بدون فیلتر وارد دنیای کودک شود.
آنچه کودک نیاز دارد، امیدِ واقعبینانه است؛ نه انکار واقعیت و نه غرق شدن در نگرانی.
به جای اینکه بگوییم:
«همهچیز حتماً خوب میشود.»
میتوان گفت:
«همه چیز را نمیتوانیم پیشبینی کنیم، اما میتوانیم ببینیم امروز چه کاری از دستمان برمیآید و قدم بعدی چیست.»
این تغییر کوچک، یک پیام مهم روانشناختی دارد:
«تو کاملاً بیقدرت نیستی.»
این همان چیزی است که در روانشناسی از آن با عنوان( احساس عاملیت ) یاد میشود؛ یعنی فرد باور داشته باشد انتخابها و اقدامات خودش میتوانند در زندگی اثرگذار باشند.
والدین لازم نیست آینده را تضمین کنند؛ باید توان ساختن آینده را آموزش دهند
هیچ پدر و مادری نمیتواند آینده را برای فرزندش تضمین کند. نمیتوانیم قول بدهیم همه چیز طبق برنامه پیش خواهد رفت، اما میتوانیم مهارتهایی را در کودک پرورش دهیم که به او کمک کنند با آیندههای متفاوت روبهرو شود.
چند راهکار ساده اما مهم:
۱. درباره آینده فقط از نگرانیها حرف نزنیم.
در کنار صحبت درباره مشکلات، از آرزوها، علاقهها، امکانها و چیزهایی که کودک دوست دارد تجربه کند نیز حرف بزنیم.
۲. هدفهای کوچک بسازیم.
لازم نیست کودک از همین امروز بداند در ۳۰سالگی چه خواهد شد. پرسشهایی مثل «این ماه دوست داری چه چیزی یاد بگیری؟» بسیار سازندهتر است.
۳. فرصت انتخاب بدهیم.
انتخابهای کوچک روزمره، به کودک تجربه کنترل و اثرگذاری میدهند. کودکی که انتخاب کردن را تمرین میکند، بهتر میتواند برای آینده نیز تصمیم بگیرد.
۴. از پیشبینیهای قطعی درباره آینده پرهیز کنیم.
جملاتی مانند «آینده خیلی سخت است» یا «هیچ چیز درست نمیشود» ممکن است بیش از آنکه واقعیت را توضیح دهند، تصویری ناامیدکننده در ذهن کودک بسازند.
۵. به جای وعده آینده، مهارت امروز را تقویت کنیم.
حل مسئله، انعطافپذیری، تنظیم هیجان، ارتباط مؤثر و تصمیمگیری، ابزارهایی هستند که کودک با آنها میتواند آیندههای مختلف را مدیریت کند.
ما نمی توانیم ابهامهای فردا را از زندگی کودکان حذف کنیم؛ اما می توانیم کاری کنیم که کودک در مواجهه با «نمی دانم»، به جای ترس، امید را بیاموزد.
