عصرآزادی آنلاین/ دکتر علياصغر شعردوست
شكوه قاسمنيا، شعر را چونان شير مادر ميداند؛ قطرهقطره، بهآرامي، باتمامي مغذيترين مواد. در اين قطرات نغمهوار، وطن نيز چنان با لطافت و بيريا به جان كودك مينشيند كه هرگز از ياد نميبرد كه خاك زير پاي بازيهايش، همان ايران عزيز است. قاسمنيا با اين نگاه نشان ميدهد كه شعر كودك، در شعار نميگنجد؛ در دل نغمهها و بازيها، هويت را در جان كوچك جاي ميدهد و عشق به وطن را چونان عطر گلها، به مرور، در خاطرهها ميپراكند. او از آن دسته شاعراني است كه ميداند كودك، پيش از آنكه واژهها را بفهمد، آهنگ آنها را درك ميكند و پيش از آنكه معناي وطن را بشناسد، با تكرار نام آن، عشق را در وجود خود حس ميكند. اين نگاه عميق روانشناختي، شعر او را از سرود صرف، فراتر ميبرد و به آيينهاي تبديل ميكند كه كودك، در آن، نخستين تصويرهاي هويتبخش خود را ميبيند؛ تصويرهايي كه تا سالها، در خاطره جمعي نسلها باقي ميمانند.
فاطمه قاسمنيا همداني، متولد تيرماه ۱۳۳۴ در تهران، فعاليت ادبي خود را از سال ۱۳۵۹ با مجله «كيهان بچهها» آغاز كرد و انتشار مجله «گلك» در سال۱۳۶۹، او را در حوزه شعر خردسال متمركز ساخت. نخستين مجموعهاش با عنوان «ماه و ماهي» در انتشارات قدياني منتشر شد و تاكنون بيش از ۱۵۰عنوان كتاب از او به بازار نشر رسيده است. تجربه مستقيم او با كودكان، به راهاندازي مهدكودك خصوصي «عمهجون» بازميگردد؛ جايي كه شعر و داستان را به مثابه دو ركن اساسي در تربيت كودكان به كار گرفت. اين تجربه زيسته، بعدها به تاسيس انتشارات «نهاد هنر و ادبيات» و سردبيري مجلات گوناگوني چون «كيهان بچهها»، «شاپرك»، «رشد كودك» و «آفتابگردان» انجاميد. سرودن اشعار تيتراژ برنامههاي تلويزيوني خاطرهسازي چون «محله بهداشت»، «گنجشكك اشيمشي»، «علي كوچولو»، «عمو پورنگ» و نيز ترانه براي فيلمهاي سينمايي كودك، از كارهاي ماندگار او است كه شعرش را به خانههاي ميليونها كودك ايراني برد. دريافت جوايز متعدد داخلي و خارجي، از جمله ديپلم افتخار يازدهمين جشنواره كتاب كودك و نوجوان و جايزه كتاب سال، همگي گواهي بر عمق و كيفيت آثار او است.
شعر «ايران ما» از جمله سرودههاي ماندگار قاسمنياست كه در كتاب فارسي چهارم دبستان جاي گرفته و به سرودي آشنا براي كودكان ايران تبديل شده است:
«ايران ما ايران ما نامت چه زيباست //
اي ميهن ما مهر تو در سينه ماست
خاك تو را خاك تو را ما دوست داريم //
ما غنچههاي كوچكيم با تو بهاريم
ايران ما ايران ما نامت چه زيباست //
اي ميهن ما مهر تو در سينه ماست
با ياد تو با ياد تو شاديم و خندان //
آباد باشي اي وطن اي خاك ايران»
قاسمنيا در اين شعر، با زباني ساده و آهنگين، وطن را به تصوير ميكشد. تكرار «ايران ما»، حس تعلق و مالكيت جمعي را در دل كودك برميانگيزد؛ گويي كه ايران، از آن همه كودكان اين سرزمين است. «نامت چه زيباست»، اشاره به هويت زباني ايران است؛ جايي كه نام، پيش از هر چيز، عشق را برميانگيزد. اما عمق اين شعر، در تصوير «غنچههاي كوچكيم با تو بهاريم» نهفته است؛ جايي كه كودك، نه يك تماشاگر منفعل كه بخشي از پيكره وطن معرفي ميشود. ايران، بهار زندگي او است و او، غنچهاي كه در سايه اين بهار، شكوفا ميشود. اين تصوير، به كودك نشان ميدهد كه سرنوشت اين سرزمين، با سرنوشت او گره خورده و او، نقشي در آينده آن دارد. بيت پاياني، «آباد باشي اي وطن اي خاك ايران»، آرزويي است كه در سادهترين واژهها، عميقترين اميد را در خود جاي داده و كودك، با تكرار آن، اين اميد را از آن خود ميكند. شعر، با همه سادگياش، در ذهن كودك ريشه ميدواند و عشق به وطن را به بخشي از وجودش تبديل ميكند.
قاسمنيا در ديگر آثارش نيز با همين رويكرد، از ايران و فرهنگ آن سخن ميگويد. «كلاغه به خنده افتاد»، با نگاه طنزآميز و شاد خود، عشق به زيستن در اين سرزمين را به كودك القا ميكند. «هلي فسقلي در سرزمين غولها»، در پسزمينه فضاي فانتزياش، مفاهيمي چون شجاعت و تعلق به سرزمين مادري را بازتاب ميدهد. «قصههاي شيرين هزار و يك شب»، بازآفريني او از گنجينه كهن داستانهاي ايراني است كه با زباني نو، به كودكان امروز تقديم ميشود. قاسمنيا در اين آثار، به كودك نشان ميدهد كه ايران، تنها يك كشور نيست؛ خانه او است، زمين بازي او است و با هر شعر و ترانهاي كه ميشنود، يكبار ديگر عشق به اين خانه را در وجود خود بازمييابد.
شكوه قاسمنيا با اين نگاه عميق نشان ميدهد كه شعر كودك، هم سرود شادي است و هم بيانيهاي براي هويت؛ هم ترانهاي براي بازي و هم پلي به سوي تاريخ و فرهنگ.
او با تكيه بر تجربه مستقيم خود با كودكان و باور به اينكه شعر بايد مانند شير مادر قطرهقطره به دهان كودك ريخته شود، وطن را نيز در قطرههاي شعرش به جان كودك ميچشاند؛ قطرههايي كه هر يك، عشق و اميد و آگاهي را در دل كوچك جاي ميدهند و نسل آينده را با هويتي ريشهدار و قلبي سرشار از عشق به خاك ايران، به استقبال فردا ميفرستند.
