وقتی «کار را تمام می‌کنیم» شاید مقدمه یک معامله بزرگ باشد

ترامپ؛ یک قدم تا بمب، یک قدم تا توافق

ترامپ دوباره ماشه کلمات را چکانده است: «اگر قرار
نیست جمهوری اسلامی به توافق پایبند باشد، توافق نمی‌کنیم؛ فقط کار را تمام می‌کنیم.»
در سیاست ترامپ، تهدید نظامی و پیشنهاد مذاکره دو روی یک سکه‌اند؛ سکه‌ای که این بار در خاورمیانه روی هوا پرتاب شده است. پرسش این نیست که آیا واشنگتن می‌تواند بار دیگر حمله کند؛ پرسش این است که آیا ترامپ می‌خواهد پیش از شلیک بعدی، امتیاز بزرگ‌تری از تهران بگیرد؟ به نظر می‌رسد پاسخ، دست‌کم فعلاً، مثبت است.

ترامپ می‌خواهد تهران بداند که گزینه نظامی روی میز است؛ اما هم‌زمان از توافق سخن می‌گوید. این تناقض نیست؛ منطق «دیپلماسی اجبار» است: فشار برای نشاندن طرف مقابل پشت میز، و تهدید برای بالا بردن قیمت مقاومت. اما یک حقیقت را نباید فراموش کرد:
بمب می‌تواند تأسیسات را ویران کند؛ دانش را نه.

اگر هدف آمریکا جلوگیری پایدار از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای باشد، حمله نظامی به تنهایی پاسخ نهایی نیست. تأسیسات ممکن است تخریب شوند، اما دانش فنی، نیروی انسانی و امکان بازسازی را نمی‌توان برای همیشه از میان برد. از همین رو، حتی پس از شدیدترین حملات، دیر یا زود مسئله دوباره به همان جایی بازمی‌گردد که امروز ایستاده‌ایم: میز مذاکره.

ایران نیز در برابر یک انتخاب تاریخی قرار گرفته است.
ادامه تقابل می‌تواند هزینه‌های اقتصادی و امنیتی سنگینی به همراه داشته باشد؛ اما توافقی که در افکار عمومی ایران به معنای تسلیم تعبیر شود نیز برای تهران قابل پذیرش نخواهد بود.

پس کلید حل بحران در یک کلمه خلاصه می‌شود: معامله.
ایران محدودیت و نظارت بیشتر را بپذیرد؛ آمریکا در مقابل تحریم‌ها را کاهش دهد. تهران درباره ظرفیت هسته‌ای خود تضمین‌های قابل راستی‌آزمایی بدهد؛ واشنگتن نیز درباره امنیت و استمرار توافق، ضمانت‌های معتبر ارائه کند.

شاید حتی پرونده از هسته‌ای فراتر برود و موضوعاتی چون نفت، تنگه هرمز، تحریم‌ها و امنیت منطقه را نیز دربرگیرد.
اما خطر همچنان جدی است. اگر هر دو طرف تصور کنند طرف مقابل در نهایت عقب خواهد نشست، دیپلماسی به بن‌بست می‌رسد و آن‌گاه یک حادثه کوچک می‌تواند جرقه جنگی بزرگ‌تر شود.

ترامپ می‌خواهد نشان دهد که برای جنگ آماده است. ایران نیز می‌خواهد نشان دهد که جنگ برای آمریکا و متحدانش ارزان تمام نخواهد شد.

در چنین بازی خطرناکی، پیروزی الزاماً در شلیک گلوله بیشتر نیست؛ گاهی پیروزی آن است که پیش از شلیک گلوله بعدی، راه خروجی پیدا شود.
امروز شاید تهران و واشنگتن بیش از همیشه به نقطه‌ای نزدیک شده‌اند که باید میان «تحمیل» و «توافق» یکی را انتخاب کنند و شاید تاریخ، نه با صدای بمب‌افکن‌های B-2، بلکه با صدای تلفن‌هایی که میان پایتخت‌ها به صدا درمی‌آیند، مسیر آینده را تعیین کند.

ترامپ یک قدم تا بمب و یک قدم تا توافق فاصله دارد؛ اما سرنوشت منطقه به این بستگی دارد که کدام قدم را بردارد.

ارسال یک پاسخ