"عصرآزادی" اهمیت رفع مصائب اقتصادی دوران بلاتکلیفی فعلی موسوم به نه جنگ، نه صلح را بررسی می‌کند؛

گفتمان اقناعی دولت عامل افزایش همبستگی اجتماعی!

عصرآزادی/ شهرام صادق زاده

بیش از ۴ ماه از آتش‌بس میان ایران و آمریکا در اثنای جنگ ۴۰ روزه می‌گذرد اما واقعیت این است که نه جنگ رسماً به پایان رسیده و نه صلح پایداری شکل گرفته است، آنچه امروز در روابط جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا مشاهده می‌شود نوعی وضعیت تعلیقی و فرسایشی است که شاید در کوتاه‌مدت برای بازیگران سیاسی قابل مدیریت باشد اما به طور حتم برای اقتصاد، جامعه و افکار عمومی روزبه‌روز هزینه‌زا تر می‌شود.
نکته جالب توجه اینکه، رئیس‌جمهور مسعود پزشکیان نیز بارها با بیان اینکه انسجام ملی، پشتیبانی از تولید و تعامل سازنده، مهم‌ترین پشتوانه عبور کشور از شرایط دشوار است با انتقاد از اظهارنظرهای غیرکارشناسی در مورد مذاکرات تاکید کرده که، باید به وضعیت نه جنگ، نه صلح خاتمه داده شود.
به اعتقاد کارشناسان اقتصادی، تا زمانی که وضعیت فعلی “نه جنگ، نه صلح” ادامه داشته باشد، نه می‌توان از پایان بحران سخن گفت و نه به آغاز یک دوره جدید امیدوار بود زیرا ایران و آمریکا همچنان در میانه راهی ایستاده‌اند که یک سوی آن توافق و سوی دیگر آن بازگشت به تقابل قرار دارد؛ مسیری که هرچه طولانی‌تر شود، هزینه‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی آن نیز سنگین‌تر خواهد شد.
به نظر می‌رسد فعلاً اولویت اول ایران، خروج از این شرایط است زیرا تا زمانی که اقتصاد کشور در وضعیت تحریم، نااطمینانی و تنش خارجی قرار دارد، مسئله فقط انتخاب میان سیاست‌های “لیبرالی” و “چپ‌گرایانه” نیست؛ مسئله این است که اساساً چه نوع سیاستی با ظرفیت اجرایی، منابع ارزی، انتظارات مردم و محدودیت‌های خارجی موجود سازگار است و سیاستمداران راه حل برون‌رفت از این شرایط را چگونه بررسی کرده‌اند…!

◾️اقتصاد در شرایط فعلی توان ساختن فردا را از دست می‌دهد

از منظر کارل پولانی مورخ اقتصادی و مشهور اتریشی – مجارستانی، اقتصاد را نمی‌توان از جامعه جدا کرد زیرا مسکن، غذا، درمان، آموزش و انرژی صرفاً کالاهایی برای مبادله نیستند و بخشی از شرایط بازتولید زندگی اجتماعی‌اند.
هنگامی که قیمت این کالاها در شرایط فرسایش و عدم تعادل عرضه و تقاضا به علت فشار بر تبادلات تجاری با سرعت بیشتر از درآمد افزایش ‌یابد، چالش‌های اقتصادی به چالش‌ بازتولید اجتماعی تبدیل می‌شود بنابراین فرصتی نیاز است که سیاست اقتصادی پس از بحران میان نقش دولت، ساز و کار بازار و نیازهای اساسی جامعه تعادل برقرار کند.
برای جلوگیری از تسری چالش‌های اجتماعی به بخش‌های بیشتر جامعه، لازم است که گفتمان اقناعی در سطوح مختلف از سوی دولت و دیگر حوزه‌ها، تعریف و دنبال شود، همبستگی اجتماعی افزایش یابد و تمام راه‌های خروج از چالش، آزموده و صراحتاً به جامعه رسیده باشد و نخبگان جامعه در این مسیر یاریگر بخش عمومی،‌یعنی دولت و نیز مردم باشند.

وضعیت نه جنگ و نه صلح کشور ما که امروزه دشمن در پی تحمیل آن به ایران است را باید بیش از یک وضعیت ژئوپلتیک، یک وضعیت اجتماعی دانست؛ وضعیتی که در آن انتظار مشکلات بعدی به بخشی از زندگی روزمره تبدیل می‌شود لذا اقتصاد در چنین شرایطی هر روز برای بقا تصمیم می‌گیرد اما توان ساختن فردا را از دست می‌دهد برای همین است که تلاش برای خروج از وضعیت نه جنگ، نه صلح نه تنها به راهبرد مسئولان ارشد تبدیل شده است،‌ بلکه می‌بایست این تلاش مسئولان برای برهم زدن طرح جدید نیروهای بیگانه و متخاصم، از حمایت گسترده طیف‌های سیاسی و اجتماعی نیز برخوردار باشد.
با این اوصاف، پیروزی واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که آثار پایداری و مقاومت در چالش ژئوپلتیک، از سطح دولت و بازارهای مالی عبور کرده و به زندگی روزمره برسد، برای کاهش نااطمینانی نسبی در جامعه، باید انگیزه و امید به سرمایه‌گذاری و تولید، ثبات دستمزد واقعی و حفظ قدرت خرید و در نهایت بازسازی اعتماد صورت پذیرد لذا اگر این زنجیره گسسته بماند، ممکن است جنگ در میدان پایان یافته باشد، اما آثار جنگ در رفتار اقتصادی مردم ادامه پیدا کند.

ارسال یک پاسخ